گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید

خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد

چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی

خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد

نه به یک بار نشاید در احسان بستن

صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد

همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد

هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد

گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین

آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد

آستینم ز گهرهای نهانی پر دار

آستینی که بسی اشک از این دیده سترد

شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار

ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد

دل آواره اگر از کرمت بازآید

قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد

این جمادات ز آغاز نه آبی بودند

سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد

خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است

چون برون آید از جای ببینش همه ارد

مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار

تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرآئین در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۶ نوشته:

علیرضا قربانی عالی اجرا کرده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کسرا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

دکلمه و آواز زیبای این شعر در برنامه شماره 75 گلهای تازه... با آواز استاد شجریان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بربت در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

اجرای استاد لطفی با نام بهانه از توست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کمال در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۹ نوشته:

اجرای استاد قربانی فوق العاده س . حتما گوش‌کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نیما در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۰ نوشته:

به نظر می رسد که در بیت مانده به آخر، واژه "درد" باید جایگزین "ارد" شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱ سال قبل، چهار شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۹ نوشته:

سلام و عرض ادب
در مصرع دوم بیت مانده به آخر
چون برون آید از جای ببینش همه ارد
کلمه ارد را هرچه جستجو کردم معنی برای آن نیافتم. معنیی که به اینجا بیاید
قطعا با توجه به وزن این شعر باید آن را اُرْد بخوانیم ولی مفهومی ندارد
اُرْد یک کلمه انگلیسی است و قطعا در زمان مولانا رایج نبوده و حتی اگر رایج هم بوده معنی آن ربطی به این بیت ندارد.
دوستی فرموده بودند باید دُرد باشد. معنی دُرد هم به این بیت نمی خورد:
دُرد: شرابی که ناخالصی و ته نشینی دارد، شراب ته خم که نصیب افراد بی بضاعت می شد. (در برابر شراب صافی)
شاید هم نکته ای است که بنده بی اطلاعم و دوستان لطف می فرمایند و روشنگری می نمایند.
و نکته آخر: در بخش اجراهای هر غزل نوشته شده که کدام عزیزان این غزل را اجرا نموده اند. نیازی نیست دوباره نوشته شود.
ایام عزت مستدام

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدجواد در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

سلام اگر کسی براش سوال شد که داستان قرص مه و اشتر و کرد چیه باید در دیوان شمس غزلی با مطلع " شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی " رو بخونه. این داستان پیش از مولانا بوده و به صورت مثل دراومده. در کتاب فصول از ابولفضل میبدی ( قرن 6 ) هم اومده. با تشکر از سبحان دوستم که بهم گفت.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.