گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای

هست در کوی شما دیوانه‌ای

مرغ جان دیوانه آن دام شد

دام عشق دلبری دردانه‌ای

عقل‌ها نعره زنان کآخر کجاست

در جنون دریادلی مردانه‌ای

ای خدا مجنون آن لیلی کجاست

تا به گوشش دردمیم افسانه‌ای

ز آنک گوش عقل نامحرم بود

از فسون عاشقان بیگانه‌ای

سلسله زلفی که جان مجنون او است

میل دارد با شکسته شانه‌ای

شهر ما پرفتنه و پرشور شد

الغیاث از فتنه فتانه‌ای

زوتر ای قفال مفتاحی بساز

کز فرج باشد ورا دندانه‌ای

هین خمش کن کژ مرو فرزین نه‌ای

کی چو فرزین کژ رود فرزانه‌ای

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کوروش ایرانی اصل در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۰۱ نوشته:

آقای فرشاد جمالی، این غزل را با ریتمِ "لَنگ"؛ ب زیبایی اجرا کرده.. پیشنهاد میکنم، حتمن گوش بدید...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.