گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۹۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده

فردا از او ببینی صد حور رو گشاده

بنگر به شهوت خود ساده‌ست و صاف بی‌رنگ

یک عالمی صنم بین از ساده ای بزاده

زنبور شهد جانت هر چند ناپدید است

شش خانه‌های او بین از شهد پر نهاده

اندازه تن تو خود سه گز است و کمتر

در خان خود تو بنگر از نه فلک زیاده

تا چند کاسه لیسی این کوزه بر زمین زن

برگیر کاه گل را از روی خنب باده

سجاده آتشین کن تا سجده صاف گردد

آتش رخی برآید از زیر این سجاده

آید سوارگشته بر عشق شمس تبریز

اندر رکاب آن شه خورشید و مه پیاده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون نوشته:

غزل راز بزرگ
نو شدن و افزایش و از جنس جان شدن به یک نوع مستی نیازمند است که از جنس صداقت است و سادگی
حتی سخن دیگران را گفتن نیز از صداقت به دور است و کاسه لیسی‌ است
زنبور شهد و شیرینی‌ جان همواره از گل‌های تازه می‌‌تواند کندو را پر از عسل کند
امروزه علم پی‌ برده است که ذرات و عناصر روی زمین محصول همه رویداد‌های کیهانی از ابتدا تا کنون است، و جسم ما نیز محصول نهایی آن و همه چیز در هستی‌ است، و این یگانگی و یک پارچگی در هستی‌ است که کار می‌‌کند و ارتباط با آن یگانگی مانند کار کردن با آتش است که با همه چیز می‌‌آمیزد و همه را از جنس خود می‌‌سازد، امیختن با جلال دین امیختن با شمس است و این آمیزش از توانائی سرشاری برخوردار است و این عشق جلال دینی است که دست آورد‌های روز افزونی در پی‌ خواهد داشت و هر روز شمس را زنده تر از دیروز به میدان می‌‌آورد به کوری چشم همه دشمنان او

👆☹

نادر.. نوشته:

سجاده آتشین کن..

👆☹

بابک احمدی نوشته:

درجان خودتوبنگر ازنه فلک زیاده

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.