گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

چون با زنی برانی سستی دهد میان را

زیرا جماع مرده تن را کند فسرده

بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان را

میران و خواجگانشان پژمرده است جانشان

خاک سیاه بر سر این نوع شاهدان را

دررو به عشق دینی تا شاهدان ببینی

پرنور کرده از رخ آفاق آسمان را

بخشد بت نهانی هر پیر را جوانی

زان آشیان جانی اینست ارغوان را

خامش کنی وگر نی بیرون شوم از این جا

کز شومی زبانت می‌پوشد او دهان را

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۲ نوشته:

سدتو یعنی نهان در نهان و مرا یاد اخوان می اندازد که در شعری فرمود
به ظلمت سدتوی مرگ اندود پنهان است ، گمان میکنم .أنجا هم سدتو همین معنی را میدهد

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۸ نوشته:

از واژه میر لغت های ارزشمندی داریم برای نمونه میراب یعنی کسی که اب را میان کشاورزان تقسیم میکند ، میربار یعنی سرپرست حاجبان در دربار سلطانان ، خود امیر از میر درست شده است و admiral از امیر البحر عربی است .

 

کامران در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

بله....بله....

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.