گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون

خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون

نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروا

نشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون

هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوتر

که این بی‌چونتر است اندر میان عالم بی‌چون

ببین جان‌های آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزان

کز آن شیر اجل شیران نمی‌میزند الا خون

بسی سیمرغ ربانی که تسبیحش اناالحق شد

بسوزد پر و بال او اگر یک پر زند آن سون

وزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکر

که آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون

تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران

جنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذاالنون

ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان

مگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون

مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاند

وگر نی این غزل می خوان و بر خود می دم این افسون

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پروین موقتیان در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۴۷ نوشته:

در بیت هفتم ذالنون دارای غلط املایی است . تصحیح بفرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

خرابات راه بی‌ چونی است که به سوی گذشته می‌‌رود راه آفتاب و راه حقیقت و راه پیر و راه خدا و راه پاکی و صفا و یگانگی همه به آن‌ سوی است
در مقابل راه شگرد‌ها و اندازه گیری‌ها (فنّ و تکنولوژی) و فریب‌ها و عقل‌ها و سیاست‌ها و کالا‌ها و سود‌ها و زور‌ها و حکومت‌ها و پیچیدگی‌‌ها که همه به سوی آینده است
راه گذشته راه راستی‌ است و راه آینده راه دروغ، آیا یکی‌ خوب است و دیگری بد؟ خیر اینگونه نیست بلکه هر دو راه هستند و راه تنها راه است و خوب و بد ندارد همان گونه که خدا خوب و بد ندارد و خوب و بد تنها یک مقوله عقلی است و به هستی‌ و وجود مربوط نمی شود
آنها که راه گذشته را می‌‌روند باید آن‌ راه را بشناسند و آنها که به سوی آینده می‌‌روند باید آن‌ راه را بلد باشند هر چند هر کسی‌ تا اندازه خیلی‌ محدودی به هر دو آشناست تا بتواند به زندگی‌ معمول خود به پردازد
آیا این دو راه جدا از یک دیگرند؟ خیر این گونه نیست این دو با هم در کنار هم و منطبق بر یک دیگر اند مثل نور و تاریکی مثل شب و روز مثل خواب و بیداری و مثل روشنی و سایه
تنها انسان است که این انتخاب را به خود می‌‌دهد و این آزادی را تجربه می‌‌کند که عشق به ورزد به راهی‌ که بر می‌‌گزیند تا آبادی خود را آنجا بسازد و بر پا کند
ما راه آینده را می‌‌رویم زیرا همه به آن‌ سوی می‌‌روند و ما را هم با خود می‌‌برند که راهی‌ کم خطر است در مقابل آن دیگری که بسیار دشوار است زیرا راه خرابی‌‌ها است و بسیاری با تو می‌‌ستیزند اگر بخواهی آنها را که خراب کرده شده است باز سازی کنی که آنگاه راه آینده را هم تغییر می‌‌دهی
ولی بزرگان و عاشقان دیگر که آن راه دیگر را می‌‌دانند با شعر خود ما را هم بی‌ نصیب نمی گذرند
امروز بطور علمی‌ هم ثابت شده است که این دو راه بی‌ پایان و نا شناخته اند و ما فیزیکی‌ برای آن نمی شناسیم، یکی‌ سیاه چاله‌ها اند که زمان آینده مطلق است و یکی‌ بیگ بنگ‌ها و پیدایش‌ها و کهکشان‌ها و خورشید‌ها که از گذشته حکایت می‌‌کند ما تنها این میانه را می‌‌شناسیم آن هم به کمک سه‌ فیزیک کاملا جدا گانه کلاسیک یا نیوتونی و نسبیت یا انیشتنی و کوآنتومی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.