ایا از چنبر اسلام دایم برده سر بیرون
ز سنت کرده دل خالی ز بدعت کرده سر مشحون
هوا همواره شیطانی شده بر نفس تو سلطان
تنت را جهل پیرایه دلت را کفر پیرامون
اگر در اعتقاد من به شکی تا به نظم آرم
علیرغم تو در توحید فصلی گوش دار اکنون
ایا آن کس که عالم را طبایع مایه پنداری
نهی علت هیولا را که آن ایدون و این ایدون
هیولا چیست اللهست فاعل وین بدان ماند
که رنج بار بر گاوست و آید ناله از گردون
ترا پرسید من خواهم ز سِرّ بیضهٔ مرغی
چو گفتهست اندرین معنی ترا تلقین کن افلاطون
سپید و زرد میبینم دو آب اندر یکی بیضه
وز آن یک بیضه چندین گونه مرغ آید همی بیرون
نگویی از چه معنی گشت پر زاغ چون قطران
ز بهر چه دم طاووس رنگین شد چو بوقلمون
هما و جغد را آخر چه علت بود در خلقت
چرا شد آن چنان مشئوم و چون شد این چنین میمون
نگویی کز چه میگیرد چکاو الحان موسیقار
نگویی کز چه میبافد تذرو انواع سقلاطون
تفکر کن یکی در خلقت شاهین و مرغابی
نگویی از چه معنی گشت آن سقطان این سقطون
یکی چون رایت سیمین همیشه در هوا یازان
یکی چون زورق زرین روان همواره در جیحون
گریزان این که چون گردد به جان از چنگ او ایمن
شتابان آنکه چون ریزد به حرص و شهوت از وی خون
عجبتر زین همه آنست مر پرنده مرغان را
مبیت و مسکن و ماواست دیگر سان و دیگرگون
یکی را بیشهٔ ساوی یکی را وادی آمون
یکی را قلهٔ قاف و یکی را ساحل سیحون
یکی خود را به طمع آن به گردون برده چون نمرود
یکی خود را ز بیم آن به آب افگنده چون ذوالنون
نگیرد باد چنگ آن نشوید آب رنگ این
یکی چون رایت الماسست دگر چون زورق مدهون
نگویی تا چرا کردند نوک و چنگ او ز آهن
نگویی تا چرا دادند رنگ پر این زاکسون
اگر تو چون منی عاجز در این معنی که پرسیدم
چه گویی در نباتی تو سزای حب افتیمون
نمایی هر نباتی را چو مادت هست ز آب و گل
ز بهر تف خورشیدست چون لطف هوا مقرون
چرا در یک زمین چندین نبات مختلف بینم
ز نخل و نار و سیب و بید چون آبی و چون زیتون
همی دون میخورند یک آب و در یک بوستان رویند
به رنگ و نیل و صبر و سنبل و مازو و مازریون
اگر علت طبایع شد وجود جمله را چون شد
یکی ممسک یکی مسهل یکی دارو یکی طاعون
ار انگورست و خشخاشست اصل عنصر هر دو
چرا دانش برد باده چرا خواب آورد افیون
همانا اینکه من گفتم طبایع کرد نتواند
نه افلاطون نه غیر او به زرق و حیلت و افسون
مگر بیچون خداوندی که اهل هر دو عالم را
به قدرت در وجود آورد بی آلت به کاف و نون
خداوندی که آدم را و فرزندان آدم را
پدید آورد از ماء معین و از گل مسنون
خداوندی که دایم هست اصحاب معاصی را
جناب فضل او مامن عذاب عدل او مسجون
همیشه بود او بی ما همیشه باشد او بی شک
صفاتش همچو ذاتش حق ولیکن سر او محزون
کلامش همچو وعدش حق ولیکن گفت او مشکل
«تعالی ربنا» میگوی و میدان وصف او بی چون
همو بخشندهٔ دولت همو داننده فکرت
همو دارندهٔ گیتی همو دارندهٔ گردون
که پنهان کرد جز ایزد به سنگ خاره در آتش
که رویاند همی جزوی ز خاک تیره آذریون
صدف حیران به دریا در دوان آهو به صحرا بر
رمیده و آرمیده هر دو در دریا و در هامون
که پر کرد و که آگند از گیا و قطرهٔ باران
دهان این و ناف آن ز مشک و لولو مکنون
سپیدی روز صنع کیست در دهر و سیاهی شب
که میگردند بر یک دور پشتاپشت چون طاحون
همیشه هردو کاهانند و کاهان عمر ما زیشان
چو صابون از چه از چربو و چربو از چه صابون
چمن پر حقهٔ لولو که داند کرد در نیسان
شمر پر فیبهٔ جوشن که داند کرد در کانون
زبعد آنکه چون سیمسن سپر گردد در افزودن
که کاهد ماه را هر ماه «حتی عادکالعرجون»
که بندد چون خزان آید هزاران کلهٔ ادکن
که باشد چون بهار آید هوا را کلهٔ گردون
که گرداند ملون کوه را چون روضهٔ رضوان
که گرداند منقش باغ را چون صحف انگلیون
دوار مختلف را متفق با هم که گرداند
به قدرت در یکی موضع کند هر دو بهم معجون
پس آنکه نطفه گرداند وزو شخصی کند پیدا
مثالش محکم و ثابت نهادش متفن و موزون
یکی عالم یکی جاهل یکی ظالم یکی عاجز
یکی منعم یکی مفلس یکی شادان یکی محزون
یکی همواره با دولت به کام از نعمت باقی
یکی پیوسته با محنت به رنج از اختر وارون
یکی را از بلاساغون رساند در هری روزی
یکی را از پی نانی دواند تا بلاساغون
بزرگا پادشاها اوست کز یک آب و یک نطفه
پدی آورد چندین خلق لونالون و گوناگون
گزیده خسروان بودند زین پیش اندرین عالم
ز رفعت همسر گردون به نعمت همسر قارون
چو عاد و کیقباد و بهمن و کاووس و کیخسرو
منوچهر و جم و تهمورس و ضحاک و افریدون
ور از یونانیان بقراط و بطلمیوس و افلاطون
بلیناس حکیم و هرمز و سقراط و افلیمون
ور از پیغمبران ادریس و نوح و یونس و صالح
حبیب و روح و ابراهیم و لوط و موسی و هارون
ور از اصحاب پیغمبر عتیق و عمر و عثمان
علی و سعد و سلمان و صهیب و خالد و مظنون
وگر از اولیا مهیار و حیره خالد و خضری
جنید و شبلی و معروف شاه توری و سمنون
درین عالم ز ریگ و قطرهٔ باران بنی آدم
ز هر جنسی که من گفتم همانا بودهاند افزون
چو ممکن نیست دانستن شمار مرگ معروفان
ببین تا خود که داند کرد در عالم حساب ایدون
تعالا صانعی کاین جمله از آب او پدید آورد
پس آن گه جمله را هم وی به خاک اندر کند مدفون
ایا دل بسته در دنیا و فارغ گشته از عقبا
چه سود از سود امروزین که فردا هم تویی مغبون
چو عالم را همی دانی که فانی گشت خواهد پس
به مهر عالم فانی چرا دل کردهای مرهون
الاهی بندهٔ بیچارهٔ مسکین سنایی را
که هست از دین و طاعتهای تو درمانده و مدیون
اگر چه هست او مطعون به علتها طمع دارد
بدین توحید نامطعون جزایی از تو نامطعون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قصیده به تمجید و توحید خداوند میپردازد و در عین حال تأملاتی دربارهٔ خلقت و عوالم مختلف زندگی انسانها مطرح میکند. او به بررسی تفاوتهای موجود در خلقت موجودات میپردازد و عمق حکمت الهی را در این تنوع میجوید، بهویژه در مورد انسانها که با ویژگیها و سرنوشتهای گوناگون به وجود آمدهاند. سنایی عاقبت به ناپایداری دنیا اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که در کنار زندگی مادی، به فکر آخرت و عاقبت خود نیز باشد. او از خداوند به عنوان خالق بینظیر و عالم آفرینی که همه چیز را با حکمت آفریده، یاد میکند و به راز وجود انسانها و ارتباط آنها با خدا تاکید دارد. در پایان، شاعر به دعا و درخواست از خداوند برای مغفرت و رحمت خود میپردازد.
ای کسی که از چنبرهی اسلام فرار کردهای و دلت را از سنت خالی کردهای و از الحاد پر کردهای
هوش مصنوعی: هوا و نفس تو همیشه تحت تأثیر وسوسههای شیطانی است و تو به بدیها و نادانیهای خود گرفتار شدهای؛ جهل بر بدن تو سلطه دارد و کفر به دور دلت را احاطه کرده است.
هوش مصنوعی: اگر در ایمان من شک و تردیدی وجود داشته باشد، با این حال تلاش میکنم تا به رغم مشکلاتی که در فهم توحید وجود دارد، یک فصل از آن را برای تو مطرح کنم.
هوش مصنوعی: آیا آن کسی که جهان را با طبیعتها ایجاد شده میداند، میتواند علت وجود هیولا (ماده اولیه) را نفی کند؟ که همانطور که آن وجود دارد، این هم وجود دارد.
هوش مصنوعی: هیولا، در اینجا، اشاره به اصل و جوهرهٔ هستی دارد که در واقع از نظر فلسفی و عرفانی به خداوند (الله) ارتباط داده شده است. این مفهوم به آن معناست که خداوند مثل رنج و زحمتی که بر دوش گاو است که نالهای از آن برمیخیزد، به عنوان فاعل هستی و علت وجودی جهان معرفی میشود.
هوش مصنوعی: من از تو میپرسم که دربارهٔ راز تخم مرغ، که در آن معنی نهفته است، برایم توضیح بده. تو مثل افلاطون، که در فلسفه معروف است، آن را برایم روشن کن.
هوش مصنوعی: در یک تخیل، دو رنگ سپید و زرد را در یک بیضه میبینم؛ و از آن بیضه، انواع مختلفی از پرندگان بیرون میآید.
هوش مصنوعی: نمیدانی دلیل اینکه رنگ پر زاغ مانند قیر شده چیست و چرا دم طاووس، رنگارنگ و زیبا شده است مثل دم بوقلمون؟
هوش مصنوعی: چرا پرندههایی مانند هما و جغد در آفرینش به شکلی ناخوش و بد بخت ظهور کردند و چه دلیلی باعث شد که این جغدها اینگونه شوم و میمونها چنین باشند؟
هوش مصنوعی: نگو که چکاوک چگونه از موسیقی الهام میگیرد و نتها را چگونه میچسباند و انواع آوازها را میسازد.
هوش مصنوعی: در آفرینش شاهین و مرغابی تعمق کن و نگو که این دو پرنده چه معنایی دارند و چرا به این شکل آفریده شدهاند.
هوش مصنوعی: یک نفر مانند پرچم نقرهای همیشه در حال پرواز است، و دیگری مانند قایق طلایی که همیشه در آبهای جیحون (رودی در ایران) در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: آنکه از چنگ خداوند میگریزد و به جان خود احساس ایمنی میکند، مانند کسی است که بهسرعت خونش بهخاطر حرص و شهوت از وی ریزش میکند.
هوش مصنوعی: عجیبتر از همه اینها این است که پرندهها و مرغها مکان و جایگاهشان متفاوت است، اما در نهایت همه آنها به یک شیوه دیگر و متفاوت زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: هر کسی برای خود سرزمینی و مکانی خاص دارد؛ برای برخی جنگل ساوی، برای برخی دره آمون، برای برخی قله قاف و برای برخی دیگر ساحل سیحون محیطی مناسب و دلخواه است.
هوش مصنوعی: یکی از آدمها به خاطر طمع و پُرستش قدرت، خود را به آسمان و بالای گردون شبیه نمرود (پادشاه ستمگر) میبرد، در حالی که دیگری به خاطر ترس از عذاب و مجازات، خود را به آب میاندازد مانند ذوالنون (که احتمالاً اشاره به شخصیتی است که در تاریخ یا افسانهها از ترس به آب پناه برد).
هوش مصنوعی: باد نمیتواند چنگال را نگه دارد، و این آب نیز رنگی نمیشود. یکی مثل پرچم الماس درخشان است، و دیگری مانند یک کشتی بیارزش که رنگ و جلوهای ندارد.
هوش مصنوعی: چرا میگویی که نوک و چنگ او را از آهن درست کردند و چرا رنگ پر زاکسون را به او دادند؟
هوش مصنوعی: اگر تو هم مثل من ناتوانی در درک این موضوع، پس در مورد گیاهی که به خاطر عشق به خدا رشد کرده چه میتوانی بگویی؟
هوش مصنوعی: هر گیاهی که میبینی، به خاطر وجود آب و خاک است و این گیاهان برای دریافت نور خورشید رشد میکنند، مثل حسن و نیکی که در هوا وجود دارد.
هوش مصنوعی: چرا در یک زمین، گیاهان مختلفی از جمله نخل، درخت نار، سیب و بید را میبینم، مانند اینکه آنها فقط به خاطر آب پیدا شدهاند و همچنان در کنار یکدیگر وجود دارند، همانطور که زیتون نیز دیده میشود.
هوش مصنوعی: میدانیم که در یک باغ، همه گیاهان و درختان، با اینکه از یک نوع آب تغذیه میکنند، ولی به رنگها و عطرهای مختلف میبالند؛ مانند نیلوفر، سنبل، و مازو که هر کدام زیبایی و خصوصیات خاص خود را دارند.
هوش مصنوعی: اگر وجود همهٔ موجودات به خاطر ویژگیهای طبیعی آنها باشد، پس چگونه میشود که برخی مانند مسهل (داروهایی که اسهالآورند) و برخی دیگر مانند طاعون (بیماری) عمل میکنند؟
هوش مصنوعی: هر دو عنصر، یعنی انگور و خشخاش، از یک منبع و نوع هستند، اما با این حال، یکی باعث بیداری و دانش میشود (شراب)، و دیگری سبب خواب و خوابآلودگی (افیون) میگردد. این تضاد نشاندهندهٔ قدرت و اثرگذاری متفاوت عناصر است.
هوش مصنوعی: منظور این است که هیچ کس، حتی افلاطون، نمیتواند با ترفندها و شیوههای فریبآمیز، طبیعت و سرشت واقعی انسانها را دگرگون کند.
هوش مصنوعی: خداوندی که بدون هیچ وسیلهای و به صرف قدرت خود، تمام موجودات را به وجود آورد، در حقیقت، بینظیر است و هر دو عالم را خلق کرده است.
هوش مصنوعی: خداوندی که انسان و نسل او را از آب زلال و از گل خالص آفرید.
هوش مصنوعی: خداوندی که همیشه وجود دارد، کسانی که مرتکب گناهان میشوند، تحت حمایت رحمت و لطف او هستند، در حالی که عدالت او آنها را در بند عذاب قرار میدهد.
هوش مصنوعی: خداوند همواره وجود دارد، حتی اگر ما او را فراموش کنیم، و او بدون شک ویژگیها و صفاتش همانند ذاتش حقیقی و واقعی است، اما مقام او از غم و اندوه خالی نیست.
هوش مصنوعی: سخن خداوند مانند وعدهاش راست و درست است، اما بیان او دشوار است؛ پس بگویید «تعالی ربنا» (خدای بزرگ ما) و بدانید که توصیف او بدون هیچ شک و تردیدی است.
هوش مصنوعی: او همان کسی است که نعمت و ثروت میبخشد، همچنین دانش و اندیشه را میشناسد، سروری جهان و مالک آسمانهاست.
هوش مصنوعی: جز خداوند هیچکس نمیتواند دانهای را از سنگ سخت در دل آتش برویاند؛ او همچنین میتواند چیزی را از خاک تیره، همچون زر پیدا کند.
هوش مصنوعی: صدف در دریا تنها و حیران است و آهو در صحرا در حال دویدن و سپس آرام گرفتن است. هر دو دریا و هامون (مکانی پرآب) را تجربه میکنند، اما به نوعی در وضعیتی گیج و نامطمئن هستند.
هوش مصنوعی: هنوز هم نمیدانیم که چه کسی زمین را پر کرده و چه کسی به برکت باران و گیاهان، دهان و ناف این موجودات (حیوانات یا انسانها) را از عطر مشک و مروارید پنهان پر کرده است.
هوش مصنوعی: در دنیا، روشنی روز به چه کسی تعلق دارد و تاریکی شب به چه کسی، که هر دو به طور مداوم در حال چرخش هستند، مانند قناتی که آب را به دور میچرخاند.
هوش مصنوعی: هر دو حالت (روز و شب) همواره در حال تغییر هستند و عمر ما نیز از اثرات آنهاست؛ بهگونهای که در زندگی ما مانند تأثیر صابون بر چرب و چرب بودن آن دیده میشود.
هوش مصنوعی: چمن پر از گلهایی زیباست که مانند لولو (دریای مروارید) میدرخشند و هیچکس نمیداند در بهار چه برکتهایی در دل آن نهفته است؛ مانند شمر (سردار معروف) که هیچکس نمیداند در آتش جنگ چه کارهایی کرده است.
هوش مصنوعی: پس از آنکه مانند سیمسن (شخصیتی افسانهای) سپر محکم و طاقتفرسا میشود، هر ماه را که به اوج میرسد، کاهش میدهد، حتی به اندازهٔ کاه گندم که به سبزه میرسد. «عَرجون» به معنی خوشهٔ خرما در حال نازکی است.
هوش مصنوعی: وقتی که خزانی به وجود میآید، هزاران سر و سرسبزی را از بین میبرد، اما وقتی بهار میرسد، فضایی پر از زیبایی و طراوت به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: کوه را به زیبایی و رنگهای دلنشین میآراید مانند باغ بهشت و باغ را به فرم و شکل دلپذیر و زیبا میسازد مثل صفحات رنگین و زیبا در کتابها.
هوش مصنوعی: خداوند با قدرت خود میتواند اجزای مختلف و متفاوت را به گونهای سازماندهی کند که در یک مکان به هم پیوند دهند و ترکیب کنند.
هوش مصنوعی: خداوندی که نطفه را به حرکت درمیآورد و از آن، انسانی میآفریند، مانند ساختمان محکمی است که بهطور متقن و موزون ساخته شده است.
هوش مصنوعی: در این جهان، افرادی با ویژگیهای متفاوت وجود دارند: برخی عالم و دارای دانش هستند، برخی نادان و جاهل، برخی ظالم و بیرحم، برخی ناتوان و عاجز، برخی بهرهمند و ثروتمند، برخی فقیر و در تنگدستی، برخی شاد و خوشحال و برخی اندوهگین و غمگین.
هوش مصنوعی: برخی همیشه در خوشی و برخورداری از نعمتهای زندگی هستند، در حالی که برخی دیگر همواره در درد و رنج به سر میبرند و سرنوشت نامساعدی دارند.
هوش مصنوعی: یکی از مردم را از جایی دور به نام بلاساغون برای روزی و نعمت میآورند، در حالی که دیگری برای رسیدن به نانی در حال دویدن و تلاش است تا به بلاساغون برسد.
هوش مصنوعی: پادشاهان بزرگ، همان خدای حاکم هستند که از یک آب و یک نطفه چندین مخلوق با رنگها و ویژگیهای مختلف به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: خسروان و پادشاهان بزرگ پیش از این در این دنیا وجود داشتند که به خاطر رفعت و بلندی مقام و موقعیتشان با نعمت و ثروت مانند قارون، که در قرآن به عنوان نماینده ثروت و دنیاپرستی شناخته میشود، مقایسه میشوند.
هوش مصنوعی: این بیت به تعدادی از پادشاهان و شخصیتهای افسانهای و تاریخی ایران اشاره دارد. شاعری به نام سنایی در اینجا از شخصیتهای بزرگی مانند عاد، کیقباد، بهمن، کاووس، کیخسرو، منوچهر، جم، تهمورس، ضحاک و افریدون یاد میکند که هر یک در تاریخ و اساطیر ایران جایگاه خاصی دارند و به نوعی نماد قدرت و عظمت در تاریخ هستند.
هوش مصنوعی: اگر از دانشمندان و فیلسوفان یونانی صحبت کنیم، افرادی مثل بقراط و بطلمیوس و افلاطون و همچنین بلیناس حکیم، هرمز و سقراط و افلیمون نیز در این فهرست قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: در این بیت به پیامبران بزرگی مانند ادریس، نوح، یونس، صالح، ابراهیم، لوط، موسی و هارون اشاره شده است، که همگی در تاریخ دینی به عنوان فرستادگان خدا و مبلغان پیام الهی شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: اگر از یاران پیامبر اسلام مانند عتیق، عمر، عثمان، علی، سعد، سلمان، صهیب و خالد نام ببریم، نیز باید ذکر کنیم که برخی از آنها در شمار نزدیکترین افراد به پیامبر بوده و مقامات والایی داشتهاند.
هوش مصنوعی: اگر از ولیهای بزرگ، مهیار، حیره، خالد، خضری، جنید، شبلی، معروف و شاه توری و سمنون را ذکر کنیم، همگی از افرادی هستند که در معرفت و معنویت شناخته شدهاند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، تمام افراد بشر همانطور که من گفتم، از جنسهای مختلفی بوده و مانند دانههای شن و قطرات باران، بسیار و فراوان هستند.
هوش مصنوعی: از آنجا که شمار مرگ افراد مشهور قابل دانستن نیست، بهتر است به حال خود نگاه کنیم، زیرا کسی جز خداوند نمیداند که در عالم چه حسابی دارد.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، آنچنان سازندهای است که همه این موجودات را از آب خلق کرده و بعد از آن، همه آنها را به خاک بازمیگرداند و دفن میکند.
هوش مصنوعی: آیا دل خود را به دنیا سپردهای و از آخرت غافل شدهای؟ این سودی که امروز به دست میآوری چه فایدهای دارد، وقتی که فردا تو باز هم زیاندیده خواهی بود؟
هوش مصنوعی: وقتی میدانی که این جهان فانی و زائل است، پس چرا به محبت و اسیر عشق این جهان فانی دل بستهای؟
هوش مصنوعی: خدای من، بندهٔ بیچاره و فقیر سنایی را ببخش که از دین و اطاعتهای تو ناتوان و بدهکار است.
هوش مصنوعی: سنایی میگوید، هرچند او به علتهای مختلف مورد سرزنش و خوابیده است، اما همچنان امیدوار است که پاداشی از توحید خالص و درست تو دریافت کند، پاداشی که خود آن نیز عیبدار و ناپسند نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه روز است آنکه هست او را شب تاریک پیرامون
سپهر از بوی او مشگین زمین از رنگ او گلگون
مگر ترسید رخسارش ز زلف مار کردارش
که گرد خویشتن عمدا نوشت از غالیه افسون
دو آذرگون شدند از خون مرا دو چشم از هجرش
[...]
خدایا دور کن چشم بد از این دولت میمون
وزین شاه مبارک رای ملک آرای روزافزون
شهشرق ارسلان ارغو که هست اندر جهانداری
به بهروزی چو اسکندر به بیروزی چو افریدون
به هر ماهی که نوگردد نصیب او ز هفت اختر
[...]
بهشتی نقد شد حاصل سپهری تازه گشت افزون
از این خوش مرکز معمور و عالی منظر میمون
خجسته کعبه دولت مبارک خطه عشرت
به برجیس آن یکی مختص به زهره این دگر مقرون
اگر جنت نهی نامش نه مدحی باشدش در خور
[...]
چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروا
نشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون
هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوتر
[...]
به عنوان عیادت ساخت مقدار مرا افزون
فلک مقدار ذی عزت عزیز حضرت بیچون
محمد مؤمن آن فخر سلاطین کز وجود او
زهی در چشم دقت اشرف است و ارفع از گردون
نهد مساح و هم اندر قیاس ساحت قدرش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.