گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن

کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان

خوی شده‌ست گوش را گوش ترانه نوش را

کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان

فرع سماع آسمان هست سماع این زمین

و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان

نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر

چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان

بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم

می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان

مستمع الست شد پای دوان و مست شد

نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شقایق عسگری در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۳ نوشته:

''نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر
چند شکوفه و ثمر سرزند اندر آن فغان''
واقعا جالب بود که مولانا چندین قرن قبل تاثیر رعد و برق روی گیاهان و درختان میدونسته! نیتروژنی که در اثر صاعقه تولید میشه و توسط مولکولهای آب و خاک جذب گیاه و درخت میشه.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.