سخن آن مست کجا با من مدهوش کند
مگر از سرزنش غیر فراموش کند
فرصت حرف چو یابم، ز رقیبان گویم
تا به این حیله ز من هم سخنی گوش کند
در سخن آیم و از بس که کنم بیتابی
چون گل از شرم برافروزد و خاموش کند
قاصد از آرزوی وصل چنان بیخبر است
که به سویش رود و نامه فراموش کند
به فراموشی اگر باده ز میلی گیرد
نظری سوی رقیب افکند و نوش کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات و عشق شاعر به معشوقهاش است. شاعر میگوید که وقتی مست میشود، هیچ چیز نمیتواند او را تحت تأثیر قرار دهد مگر اینکه از دیگران سرزنش شود. او میخواهد فرصتی پیدا کند تا با رقبایش سخن بگوید و نظر آنها را به خود جلب کند. همچنین بیان میکند که از بیتابی بسیار، مانند گلی شرمگین میشود و خاموش میماند. قاصد که پیام عشق را میبرد، بهطور ناخواسته نمیداند که باید چه کند و ممکن است نامه را فراموش کند. در نهایت، اشاره میکند که اگر باده در او شوری ایجاد کند، ممکن است به رقیب نگاهی کند و از آن استفاده کند.
هوش مصنوعی: سخن آن فرد مست چگونه میتواند مرا که در حال مستی هستم، تحت تأثیر قرار دهد، مگر اینکه او به انتقادات دیگران بیتوجه باشد و آنها را فراموش کند.
هوش مصنوعی: وقتی فرصتی برای گفتگو پیدا کنم، با رقبای خود صحبت میکنم تا به این شیوه توجه آنها را جلب کنم و صدای من هم شنیده شود.
هوش مصنوعی: وقتی که حرف میزنم و از شدت بیتابیام دلم میلرزد، مانند گلی که از خجالت رنگش عوض میشود و سکوت میکند.
هوش مصنوعی: پیامآور، به حدی در آرزوی وصال غرق است که حتی وقتی به سوی محبوب میرود، نامهای که باید برساند را فراموش میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر میل به فراموشی، مشروط به نوشیدن شراب نظر به محبوبی بیندازد، باید از آن لذت ببرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم از جام غمت نیش بلا نوش کند
همه را درد و مرا درد تو بیهوش کند
چون به پیشت نکنم ناله؟ که بلبل در باغ
این محال است که گل بیند و خاموش کند
کامم از شهد شهادت، لب تو شیرین کرد
[...]
حاشَ لِلَّه که وفایِ تو فراموش کند
سخنِ مصلحتآمیزِ کسان، گوش کند
هر که حرفی ز کتاب دل ما گوش کند
هر چه از هر که شنیده است فراموش کند
تا ابد از دو جهان بیخبر افتد مدهوش
هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند
لذت مستی بیباده ما هر که چشید
[...]
گرنه گل نالهای از مرغ چمن گوش کند
ناله را مرغ چمن به که فراموش کند
نالم از دیده تر تابکی از مشت خسی
هر نفس آتشی افروزم و خاموش کند
در کنار توازین رشگ خورم خون که مباد
[...]
ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
غنچه از تنگدلی خنده فراموش کند
سخنی دارم و میگویم اگر گوش کند
گرچه پندی است که نشنیده فراموش کند
هوس ناله کنم، چون شنوم ناله ی غیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.