بس که در دل کار، پیکان خدنگ یار کرد
نالهای کز دل برآوردم، به دلها کار کرد
تا نباشم فارغالبال از دل پرکینهاش
از من آزاری که در دل داشت یار، اظهار کرد
از دل پر آرزویم شرمساریها کشید
از تو هر حسرت که جا در خاطر افگار کرد
جان فدای سادهلوحیها، که بعد از صد خلاف
خوشدلم باز از فریب وعده دیدار کرد
تا بسوزم بهر عمری کان به ناکامی گذشت
بعد ایامی رسید و گرمی بسیار کرد
با وجود آنکه میلی در کمال عجز بود
آمد آن بیرحم و جانبداری اغیار کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساست خود نسبت به عشق و درد و رنج ناشی از آن سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که عشقش به یار، در دلش نالهای تولید کرده و این ناله به دلهای دیگر نیز رسیده است. شاعر به احساس کینه و حسرتهایی که به خاطر یار در دل دارد، اشاره کرده و از سختیها و آزردگیهایی که به خاطر این عشق متحمل شده، صحبت میکند. او با وجود همهی خیانتها و سختیها، باز هم خوشنود بوده و از وعدههایی که شنیده، امیدواری دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که با وجود تمام ناکامیها، همچنان درگیر احساسات خود و خواستههایش از یار است.
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و تاثیر عمیق یار در دل من، از عمق وجودم نالهای برآوردم که بر دلهای دیگر نیز اثر گذاشت.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از کینه و دلخوری یار آزاد نباشم، او نیز به من آزارهایی که در دل داشته را بیان خواهد کرد.
هوش مصنوعی: از دل پر آرزویم، ناخوشیها و شرمها را از تو به دوش کشیدهام و هر آرزویی که در ذهنم مانده، به خاطر تو به احساس سوگواری تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: من جانم را به خاطر سادگی و خوشباوریهایی که داشتند فدای آنها میکنم، زیرا بعد از اینکه بارها دروغ شنیدند و از واقعیتها دور شدند، باز هم با دل خوش به وعدههای ملاقات، به آن امید دل خوش کردند.
هوش مصنوعی: تا زندهام از شدت ناکامی و تلخی گذشته میسوزم، اما بعد از مدتی شاهد روزهایی میشوم که گرمی و شادی بسیاری به همراه دارد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بینهایت ناتوان بود، آن شخص بیرحم آمد و به حمایت از دیگران پرداخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه فروردین جهانرا از در دیدار کرد
ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد
باد گویی نافه های تبتستان بردرید
باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد
گلبن سرخ آستین صد ره پر یاقوت کرد
[...]
آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد
رنج بیداری شبهای غم روشن نبود
خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد
سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار
[...]
حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد
چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد
وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون
بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد
باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را
[...]
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد
صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد
مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد
در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت
[...]
شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
غالبا سوز دل من در دل او کار کرد
حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند
این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد
ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.