گنجور

 
مجذوب تبریزی

ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد

های‌های گریه‌ام این خفته را بیدار کرد

کوکب بختم مقابل شد سحر با آفتاب

دیده شب‌زنده‌دارم رو به رو با یار کرد

خاطرم از جانب زلف پریشان جمع شد

خسته‌ام را چون علاج آن نرگس بیمار کرد

نکهت زلفت صبا را کو به کو آشفته ساخت

آب و رنگ عارضت خون در دل گلزار کرد

آسمان کی می‌تواند شد نقاب آفتاب

چون تواند صاف‌دل مهر تو را انکار کرد

عشق هم شد دود آه و اشک سرخ و رنگ زرد

حسن چون خود را به رنگی هر زمان اظهار کرد

دل ز یک نظاره کردن سال‌ها در خون نشست

با دل من هر چه کرد این دیده خون‌بار کرد

هر چه پیش آمد در این وادی جنون از پیش برد

در گشاد کارها بی‌کاری ما کار کرد

شورش دیوانه را از طعنه مردم چه باک

موج دریا را به سوهان کی توان هموار کرد

ما ز عیب دیگران بر عیب خود بینا شدیم

دشمن ما دوستی در حق ما بسیار کرد

بر رخ مجذوب درها از نظر بازی گشود

دیده من هر چه کرد از دولت دیدار کرد

 
 
گوهر
فرخی سیستانی

ماه فروردین جهانرا از در دیدار کرد

ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد

باد گویی نافه های تبتستان بردرید

باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد

گلبن سرخ آستین صد ره پر یاقوت کرد

[...]

امیرخسرو دهلوی

آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد

دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد

رنج بیداری شبهای غم روشن نبود

خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد

سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار

[...]

امیرعلیشیر نوایی

حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد

چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد

وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون

بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد

باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را

[...]

اهلی شیرازی

باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد

عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد

صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد

مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد

در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت

[...]

هلالی جغتایی

شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد

غالبا سوز دل من در دل او کار کرد

حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند

این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد

ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه