گنجور

 
مجذوب تبریزی

کی وعده‌های لعل تو از یاد می‌رود

کی ذوق شادی از دل ناشاد می‌رود

حسن تو از خط تو یکی در هزار شد

کی آب و رنگ حسن خداداد می‌رود

سودای عشق فایده‌ها دارد از زیان

این جا شکار از پی صیاد می‌رود

سررشته شمار نفس را نگاه دار

عمر عزیز توست که بر باد می‌رود

ناچار می‌روند اگر شاه اگر گداست

درویش بی‌علاقه یقین شاد می‌رود

اندیشه نیست ناله شب را ز راه دور

بیدار شو که فرصت فریاد می‌رود

هر چند در کفت قلم اختیار هست

حرفی ز نقطه‌ریزی استاد می‌رود

یک جوی شیر تا بر شیرین کند روان

صد دجله خون ز دیده فرهاد می‌رود

صد سال اگر جفا و مشقت کشیده‌ای

زور شکفتگی همه از یاد می‌رود

مجذوب خود سر از پی حافظ نمی‌رود

این حرف در شفقت استاد می‌رود

 
 
 
امیرخسرو دهلوی

افسوس ازین حیات که بر باد می‌رود

کآیین ما نه بر روش داد می‌رود

هردم ز من که پیروی دیو می‌کنم

بر آسمان فرشته به فریاد می‌رود

وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟

[...]

کمال خجندی

آن سرو قد نگر که چه آزاد می‌رود

وآن غمگسار بین که چه دلشاد می‌رود

به روی سرو قامت گل‌بوی لاله‌رخ

با قد خوش خرام چو شمشاد می‌رود

بر بام هفت قلعه گردون ز بیدلان

[...]

اهلی شیرازی

عمرم بآه و ناله و فریاد می رود

عمر عزیز من همه بر باد میرود

شیرین نماند و شوری خسرو که ظلم کرد

روز قیامت از دل فرهاد میرود

در هر قدم هزار گرفتار در رهند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اهلی شیرازی
صائب

چون غمزه تو بر سر بیداد می‌رود

آسایش از قلمرو ایجاد می‌رود

سرو از چمن برون به دل شاد می‌رود

آزاده هر که می‌زید آزاد می‌رود

دل چیست کز فشار محبت نگردد آب

[...]

فیاض لاهیجی

بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود

بوی گل از نسیم تو بر باد می‌رود

آواز تیشه مضطرب آید به گوش دل

شیرین مگر به دیدن فرهاد می‌رود!

زین دشت پابرهنه گذشتم چو گردباد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه