نیم جو معتقد طاعت بیگریه مشو
نرسد کشته بیآب به سر حد درو
من نگویم که ز پیمانهکشی توبه مکن
هر چه خوای بکن از گریه مستانه مشو
بطلب جام شراب از لب ساقی و ببوس
که به این دست توان یافتن از عمر گرو
هم در این دایره شد تخت سلیمان بر باد
جام جم خواه و نظر کن به سر کیخسرو
صافدل باش در این حلقه تو هم چون خورشید
تا به عالم فکند شمع جمالت پرتو
پیر دهقان چه نکو گفت به نوباده خویش
کای پسر خوشه گندم نشود دانه جو
جز خدا هیچ کس از حال کسی آگه نیست
کشت و کار همه معلوم شود وقت درو
دهر هر روز تو را تازه تر آید به نظر
چه بدنها که نپوسند در این کهنه نو
بشنو این نکته که از خضر به خاطر دارم
که به هر حرف در این بادیه از راه مرو
کار مجذوب در این پرده نه صوت و غزل است
کار با کار شود راست نه با گفت و شنو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لنگ لنگاک من ای بلمه پیوسته برو
مغ مفلوج زده بر به رخت اف تفو
لنگ مغ زاده گر زاصل و چو مازو بی مغز
روی شسته بحشاشات و تراک و مازو
از ره ایمان در کفر مزیدی که چنین
[...]
همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
چو مرا یافتهای صُحبتِ هر خام مجو
همه سرسبزیِ جانِ تو ز اقبالِ دلست
هله، چون سبزه و چون بید مرو زین لبِ جو
پُر شود خانهٔ دل ماهرُخانِ زیبا
[...]
آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو
امشب از بهرِ خدا مرحمتی کن بمرو
امشبی باش که فردا به تو تسلیم کنم
جان و دل هر دو به دستِ تو نهادیم گرو
هم چنین کُنجِ من آراسته می دار چو گنج
[...]
ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو
گشته طاق خم ابروی تو جفت مه نو
که شب از روز شناسد بیقین گر نبود
طره و چهره تو مایه ده ظلمت وضو
گر چو پروانه ز غم سوخت رقیبت چه غم است
[...]
من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو
آخراین عشق مرا با تو سبب چیست بگو
از خودم بوی تو می آید واین نیست عجب
هرچه را با گل وبا مشک نهی گیرد بو
من چو با روی تو همچون مگسم با شکر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.