گنجور

 
مجذوب تبریزی

سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کف

سوده‌ام برآستانش سر مرا بس این شرف

می بده ساقی که آمد یار و شوق از کار رفت

چون دل خون گشته‌ام در خویش گنجد از شعف

گفتمش بنشین دمی گفتا تواضع بر کنار

گفتمش جان پیشکش گفتا تکلف برطرف

گفتمش راه وفا دور است گفتا لاتنم

گفتمش خوبان جفاکارند گفتا لاتخف

تا نشد ابر کرم چون چشم عاشق قطره‌بار

گوهر غلتان نشد در یتیمش در صدف

سر به صحرا ده تو هم این عقل دوراندیش را

تا جنون درها گشاید بر رخت از هر طرف

خودپرستان را به آدم هیچ نسبت نیست نیست

با پدر هم سرکشند این جاهلان ناخلف

چشم بربند از حریصانی که با صد اضطراب

چشم بر گوی طلا دوزند مانند کشف

رو گدای پادشاهی شو که با صد احتشام

روز حشرت با کریمان جا دهد در پیش صف

گر به تحسینی دل مجذوب را آری به دست

مطلبت را از دم پاکان دهد شاه نجف

 
 
گوهر
وطواط

ای ز اخلاف تو تازه گشته آثار سلف

مملکت را چون تو نآمد از سلف هرگز خلف

زان خلف ماندی ز شاهان سلف ایام را

کز تو در فردوس آسودست ارواح سلف

پایگاه شرع را از احترام تو علو

[...]

سوزنی سمرقندی

آن خداوندی که فردوس است ازو شهر نسف

اهل حضرت راست از اقبال او جاه و شرف

بر خلایق ناید از وی جز مراعات و لطف

مردمی از خلق او زاید چو لؤلؤ از صدف

نیست جز وی در صف آزادگی دارای صف

[...]

ادیب صابر

آن خداوندی که عالی شد بدو نام شرف

از طرایف مدح او توزد همی نام طرف

تا نیابی بر او ضایع بود رنج طمع

تانگویی نام او مشکل بود نام شرف

خدمت درگاه او توقیع انعام نعیم

[...]

ابن یمین

گر شود در عشق جانان جان شیرینم تلف

هر زمان افزون بود دل را بمهر او شعف

چشم من گر رسته دندانش را بیند بخواب

از خیال روی او گوهر شود همچون صدف

همچو چنگ از پیش بر نارم سر اندر بندگیش

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
جامی

نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف

قل لهم ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف

جرعه ای کز ساغر اهل صفا ریزد به خاک

خاک آن بر خون ارباب ریا دارد شرف

نکته عرفان مجو از خاطر آلودگان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه