مستانه چو از میکده بیرون آید
خون دل عاشقان چو جیحون آید
در بزم دگر منت ساقی نکشم
آن مغ بچه تا با لب می گون آید
از باد وزان طره به رویش گویی
بر ملک خطا ز چین شبیخون آید
ای خسرو شیرین دهنان! رحمی کن
تا چند ز دیده اشک گلگون آید
اظهار گر دید وجود در عدم است
هر خنده که از لعل تو بیرون آید
از بس به قدت هلاک ابروی توام
خواهم که «الف» نویسم و «نون» آید
تسلیم غم تو مدعی را نرسد
این کار ز عاشقان مفتون آید
تیری که ز شست ناز لیلی بجهد
بگذار که بر دو چشم مجنون آید
گفتم: که «وفایی» صفت قد تو گوید
گفتا: برو این ز طبع موزون آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یک عاشق است که از احساسات عمیق و عشق خود به معشوق سخن میگوید. او در میکدهای از شراب و شوق بیرون میآید و احساس درد و عشق دیوانهوارش را بیان میکند. در بزمهای جدید دیگر برای طلب ساقی نمیکشد و از زیباییهای محبوبش، از جمله ابروان و چهرهاش، سخن میگوید. عاشق از اینکه چقدر به محبوبش وابسته است و چگونه درد عشق او را به هلاکت رسانده، صحبت میکند. او همچنین اشاره میکند که عشق برایش شدت دارد و به مژگان و خندههای محبوبش اشاره میکند. در نهایت، او به وفای عشق خود اعتراف میکند و میگوید که این احساسات به طور طبیعی از دل او سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: هنگامی که عاشقان با شوق و حال مستی از میکده بیرون میآیند، احساسات و غمهای دلشان به اندازهی جیحون، رود بزرگ، عظیم و فراوان میشود.
هوش مصنوعی: در میهمانی دیگری، دیگر به دنبال رضایت ساقی نمیروم، تا زمانی که آن جوان زیبارو با لبهایی مانند می، به اینجا بیاید.
هوش مصنوعی: از باد و وزش، مانند این است که طرهی موی او بر روی صورتش میرقصد و گمان میرود که دشمنی از کجای این سرزمین به آنجا هجوم آورده است.
هوش مصنوعی: ای خسرو شیرین سخن! تا کی رحمت نکنیم و بگذاریم اشکهای غمانگیز از چشمانم بریزد؟
هوش مصنوعی: هرگاه که لبخند تو به نمایش درآید، نشاندهندهی وجودی است که از عدم سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت ابروهای تو، جان میدهم و دوست دارم که حتی نوشتن الف را شروع کنم ولی مجبور شوم نون بنویسم.
هوش مصنوعی: غم تو آن قدر بزرگ است که هیچ مدعیای نمیتواند به آن تسلیم شود؛ این کار فقط از عاشقانی که دلسپرده و مجنون عشقاند، برمیآید.
هوش مصنوعی: تیری که از دستان نازک لیلی پرتاب میشود، بگذار که به چشمان مجنون بیفتد.
هوش مصنوعی: گفتم: وفا کردن نشانه خوبی توست. او پاسخ داد: برو، این حرف از طبیعت موزون و هماهنگ ناشی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم چشمم ز بس کزو خون آید
از لاله برنگ و سرخی افزون آید
گفت آنهمه خون نبد که بیرون آمد ؟
کز رنگ رخم اشک تو گلگون آید
زان غالیه دان کزاو دلم خون آید
چندین سخن نغز برون چون آید
کز تنگ دهانیش الف گاه سخن
چون دال دو تا گردد و بیرون آید
بلبل به سحر دو دیده پر خون آید
با ناله و نوحه دگرگون آید
گل از پس پرده بود چون گریه شنید
خندان خندان ز پرده بیرون آید
آن بحر که هر لحظه دگرگون آید
از پرده کجا تمام بیرون آید
یک قطره از آن بحر که ما میگوییم
از هژده هزار عالم افزون آید
یارم چو مقیم دل پر خون آید
در چشم پرآبم دگری چون آید
آهوم ز میان جان برون خواهد شد
تا جان ز میان آه بیرون آید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.