گنجور

 
عنصری

گفتم: چشمم ز بس کز او خون آید

از لاله به رنگ و سرخی افزون آید

گفت: آن‌همه خون نبد که بیرون آمد

کز رنگ رخم اشک تو گلگون آید

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
جمال‌الدین عبدالرزاق

زان غالیه دان کزاو دلم خون آید

چندین سخن نغز برون چون آید

کز تنگ دهانیش الف گاه سخن

چون دال دو تا گردد و بیرون آید

مجیرالدین بیلقانی

بلبل به سحر دو دیده پر خون آید

با ناله و نوحه دگرگون آید

گل از پس پرده بود چون گریه شنید

خندان خندان ز پرده بیرون آید

رضی‌الدین نیشابوری

از تو همه شیوه‌های موزون آید

عشق دگری در دل من چون آید

با ملک جهان هیچ برابر نکنم

مویی که ز شانه تو بیرون آید

عطار

آن بحر که هر لحظه دگرگون آید

از پرده کجا تمام بیرون آید

یک قطره از آن بحر که ما میگوییم

از هژده هزار عالم افزون آید

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه