من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین
صد بار اگر نماز و گر روزه بود
دورم مفکن ز دلستان بهر خدا
از بحر مگو که آب در کوزه بود
گر جان بدهم ز روی دلبر نظری
این بس که مرا ز دور دریوزه بود
ترسا بچه انجیل به من درس دهد
سودای زیارت که به جلعوزه بود
تنها نه «وفایی» به پری دلداده است
کز هر طرفش هزار دل سوزه بود
در مذهب خود قلندران می گویند
صد پای بس است اگر یک موزه بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از توبه و ترک شیوههای دینی که دیگران توصیه میکنند، سخن میگوید. او اعلام میکند که هیچ چیز نباید او را از عشق به محبوبش دور کند و حتی با دادن جانش، تنها یک نظر از او برایش کافی است. شاعر به عدم وفای دلباختگان اشاره میکند و میگوید که در مذهب خود، دیوانگان (قلندران) نیز بر سر اینکه تنها یک قدم کافی است، توافق دارند. به طور کلی، شعر به تمایل به عشق و آزادگی در مقابل قید و بندهای مذهبی و اجتماعی میپردازد.
هوش مصنوعی: من دیگر از آنچه که شیخ میگوید توبه کردهام و از این پس صد بار هم که نماز بخوانم یا روزه بگیرم، برایم مهم نیست.
هوش مصنوعی: از دلستان دور نشو و برای خدا کاری نکن که از عمق مسائل بگویی، چرا که آب در کوزه خودت است.
هوش مصنوعی: اگر جانم را از روی محبوب فدای او کنم، این برای من کافی است که از دور به من نگاهی بیندازد.
هوش مصنوعی: یک فرد مسیحی در تلاش است تا به من آموزههایی بدهد، در حالی که من به زیارت و معنویتی که در دلم دارم، فکر میکنم و به آن تمایل دارم.
هوش مصنوعی: تنها وفایی نیست که به این پری زیبا دل باخته باشد؛ بلکه از هر سو، هزاران دل شیفته و سوخته برای او وجود دارد.
هوش مصنوعی: در باور قلندران (دستهای از صوفیان)، میگویند که داشتن صد پا کافی است، اگر فقط یک کفش (موزه) باشد. این جمله به این معنی است که داشتن ویژگیها و امکانات فراوان، زمانی ارزشمند است که به درستی و مناسب استفاده شوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.