ایجمال تو در جهان مشهور
لیکن از چشم انس و جان مستور
نور رویت بدید ها نزدیک
لیکن از دیدنش نظر ها دور
غیر گرمی کجا کند ادراک
ز آفتاب منیر تابان کور
گرچه باشد عیان چه شاید دید
قرص خورشید را بدیده مور
هم بتو میتوان ترا دیدن
بل توئی ناظر و توئی منظور
مدتی این گمان همیبردم
که منم ذاکر و تویی مذکور
شد یقینم کنون که غیر توست
ذاکر و ذکر و شاکر و مشکور
مهر رویت چو تافت بر عالم
یافت ذرّات کاینات ظهور
گشت پیدا از عکس زلف و رخت
در جهان کفر و دین و ظلمت و نور
لب شیرین او چشم فتانت
در زمانه فکنده متنه و شور
مغربی را مدام تز لب و چشم
در جهان مست دارد و مخمور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و زیبایی معشوق است که در جهان شناخته شده، اما از چشم جان و روح مردم پنهان است. با وجود اینکه نور صورتش نزدیک است، دیدن او برای بسیاری دشوار است. شاعر بیان میکند که تنها عشق و جذبه معشوق است که میتواند فرد را به درک واقعی از او برساند. او از این باور رنج میبرد که خود را الوهیت میداند و معشوق را در مقام ذکر میکند، اما در نهایت پی میبرد که تنها معشوق است که وجود هر چیزی را در جهان روشن میکند. زیبایی و مهر معشوق بر تمام عالم تأثیرگذار است و در دلها شور ایجاد میکند. شاعر با تصویری زیبا از معشوق، به تأثیر و نفوذ او در زندگی انسانها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو در جهان شناخته شده است، اما از دیدگاه انسانها و جانها پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: نور صورت تو به همه جا تابیده، اما به دلیل جذبهات، نگاهها از تو فاصله گرفتهاند.
هوش مصنوعی: در جایی جز گرما، چگونه میتوان به روشنی خورشید روشنی چشم کور را درک کرد؟
هوش مصنوعی: هرچند که خورشید به خوبی دیده میشود، اما مور توانایی دیدن آن را ندارد.
هوش مصنوعی: تو میتوانی مرا ببینی، اما همزمان من هم ناظر هستم و هم خودت، هدفی که به دنبالش هستی.
هوش مصنوعی: مدتی بر این باور بودم که من در حال یاد کردن از تو هستم و تو مورد توجه منی.
هوش مصنوعی: من اکنون به طور قطعی میدانم که تنها تو هستی که یاد میشوی و شکرانهات به جا آورده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و نور چهرهات بر عالم تابید، اجزای جهان را نمایان ساخت.
هوش مصنوعی: عکس زلف و چهرهات در جهان سبب شد که هم کفر و هم دین، هم ظلمت و هم نور به وجود بیایند و به نوعی وجود تو روشنایی و مایه پیدا شدن این تضادهاست.
هوش مصنوعی: لبهای شیرین او و چشمهای فتانش، در دنیا دیوانهوار مینگرند و توجهها را جلب میکنند.
هوش مصنوعی: یک فرد غربی همواره با زیبایی لب و چشمانش در دنیا مست و سرمست است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گاه اقبال آبگینه خنور
بستاند ز تو عدو به بلور
ای کهن گشته در سرای غرور
خورده بسیار سالیان و شهور
چرخ پیموده بر تو عمر دراز
تو گهی مست خفته گه مخمور
شادمانی بدان کهت از سلطان
[...]
رخ چو لاله شکفته بر گل سور
زلف چون میغ در شب دیجور
یابد از رنگ آن بهار بها
خیزد از بوی این بخار بخور
ویل کرده بر غم رنج مرا
[...]
مملکت را به نصرت منصور
روزگاری پدید شد مشهور
عارض ملک پادشا که ازوست
رایت او چو نام او منصور
نور عدلش زمانه را سایه ست
[...]
این بهار طرب نهال سرور
که به فرمان شاه شد معمور
روضه عشر تست و بیضه لهو
موقف رامش است و موضع سور
آب او آب زمزم و کوثر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.