گنجور

شمارهٔ ۱۷۲

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

جنون فوق عایات الجنونی

جنون من حبیب ذوالفنونی

بعشقت زان زهر مجنون فرونم

که در خوبی ز هر لیلی فزونی

برون از خویشتن عمریت جستم

نمیدانستمت کاندر در درونی

نگارا دیده اندر جستجویت

چه میگردد که تو عین عیونی

الا ای غمزه غماز دلبر

چنان پر مکر و دستان و فسونی

که اندر سحر و مکاری و افسون

زحد و وصف و اندازه برونی

دلا از چشم سرمستش حذر کن

که هم ترک است و هم سرمست و خونی

دلا در توست چون ساکن دلا را

چرا بی صبر و آرام و سکونی

ترا در چند و چونی مغربی یافت

اگر چه برتر از چندی و چونی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

دریای سخن