گنجور

شمارهٔ ۱۲۲

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم

در کوی مغان با می و معشوق نشستیم

سجّاده و تسبیح بیکسوس فکندیم

در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم

در مصطبع ها خرقه ناموس دریدیم

در میکده ها توبه سالوس شکستیم

از دانه تسبیح شمردن برهیدیم

وز دام صلاح و ورع و زهد بجستیم

در کوی مغان نیست شدیم از همه هستی

چون نیست شدیم از همه هستی، همه رستیم

زین پس مطلب هیچ زما دانش و فرهنگ

ای عاق ل هشیار که ما عاشق و مستیم

ما مست و خرابیم و طلبکار شرابیم

با آنکه چو ما مست و خراب است خوشستیم

المنته لله که ازین نفس پرستی

رستیم بکلی و کنون باده پرستیم

تا مغربی از مجلس ما رخت بدر برد

او بود حجاب ره ما رفت برستیم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.