گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۱۱۱

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک

که تا تو چهره خود را بدو کنی ادراک

اگر نظر نکنی سوی من در آینه کن

تو خود بمثل منی کی نظر کنی خاشاک

اگر چه آینه روی جانفزای تو اند

همه عقول و نفوس عناصر و افلاک

ولی ترا ننماید بتو چنانکه توئی

مگر دل مسکین و بیدل و غمناک

تمام چهره خود را بدو توانی دید

که هست مظهر تام و لطیف و صافی و پاک

چرا گذر نکنی بر دلی که از پاکی

اذ مرت ربّه ما وجدت فیه سواک

ولو جلوت علی القلب ما جلوت علیه

لا جل قربته بل لا نه مجلاک

مرا که نسخه مجموع کاینات توام

روا مدار بخواری فکنده بر سر خاک

بساحل ار چه فکند به بحر باز آرم

که موج بحر محیط توام نیم خاشاک

ظهور تو بمن است و وجود من از تو

دلست مظهر لولای لم اکن لولاک

تو آفتاب منیری و مغربی سایه

ز آفتاب بود سایه را وجود و هلاک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

می‌کدهٔ اپل