گنجور

 
شمس مغربی

بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک

که تا تو چهره خود را بدو کنی ادراک

اگر نظر نکنی سوی من در آینه کن

تو خود بمثل منی کی نظر کنی خاشاک

اگر چه آینه روی جانفزای تو اند

همه عقول و نفوس عناصر و افلاک

ولی ترا ننماید بتو چنانکه توئی

مگر دل مسکین و بیدل و غمناک

تمام چهره خود را بدو توانی دید

که هست مظهر تام و لطیف و صافی و پاک

چرا گذر نکنی بر دلی که از پاکی

اذا مَرَرتَ بِهِ ما وجدت فیه سواک

ولو جلوت علی القلب ما جلوت علیه

لا جل قربته بل لا نه مجلاک

مرا که نسخه مجموع کاینات توام

روا مدار بخواری فکنده بر سر خاک

بساحل ار چه فکند به بحر باز آرم

که موج بحر محیط توام نیم خاشاک

ظهور تو بمن است و وجود من از تو

و لَستُ تُظهَرُ لولای لم اکو لولاک

تو آفتاب منیری و مغربی سایه

ز آفتاب بود سایه را وجود و هلاک

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
عنصری

به مستحقان ندهی هرآنچه داری و باز

دهی به معجر و دستار سبزک و سیماک

سوزنی سمرقندی

بجان پاک تو ای خواجه احمد شباک

که همچو جان توام با تو پاک از دل پاک

سر من آنجا باشد که خاک پای تو است

وگرچه سر ز شرف برگذارم از افلاک

به چشم من تو چنانی که توتیا شمرند

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

بذروه ملکوت آی ازین نشیمن خاک

که نیست لایق تخت ملوک تحت مغاک

بخاک بازده این خاک و سوی علو گرای

که جان پاک سزا نیست جز بعالم پاک

تو شاه تخت وجودی چه جای تست اینجا

[...]

رضی‌الدین نیشابوری

نشانه امل و بحر جود نورالدین

که قاصر است ز کنه جلال او ادراک

ز بار حلم تو رند است خاک بر سر آب

ز جور جود تو کرده است گنج بر سر خاک

ز بس گشایش کز توست هیچ بسته نماند

[...]

عراقی

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

به لطف صید کنی صدهزار دل هر دم

ولی نگاه نداری تو خود دل غمناک

کدام دل که به خون در نمی‌کشد دامن؟

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه