گنجور

شمارهٔ ۹۰۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

غلام پیر خراباتم و طبیعت او

که نیست جز می و شاهد حریف صحیت او

در آن زمان که نن ماه غبار خواهد بود

نشسته باشم بر آستان خدمت او

چو نیست در کف زاهد بضاعت اخلاص

چه فسق و معصیت ما چه زهد و طاعت او

مپوش رخ زمن ای پارسا بعیب گناه

گناه بنده چه بینی نگر به رحمت او

هزار بار خرد کرد حل نکته عشق

هنوز هیچ ندانست از حقیقت او

به هیچ قبله نباید فرو سر او باش

زهی مراتب رند و علو عمت او

کمال خاک خرابات جوهریسته شریف

که هر کسی نشناسند قدر و قیمت او



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify