گنجور

شمارهٔ ۸۸۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدن

نمی آید ز من کاری بغیر از باده نوشیدن

اگرچه دیدن خوبان همه عین بلا باشد

به هر صورت که می بینیم دیدن به ز نادیدن

دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشی

بیاموزید ای شاهان از این درویش بخشیدن

اگرچه عشق ناگاهان به خاطرها فرود آید

ولیک او را به مدتها بیاید نیز ورزیدن

فلک گو هر زمان میگرد از این اوضاع بی حاصل

نخواهد مرکز خاکی ز وضع خویش گردیدن

نصیحت گو اگر پندی دهد سهل است گر میگو

زبان او و آن گفتار و گوش ما و نشنیدن

کمال خسته خاطر را خوش آمد صبحدم ناله

بلی خوش باشد از بلبل بوقت صبح نالیدن



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید