گنجور

شمارهٔ ۷۷۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما با غم تو خرم و آسوده خاطربم

زآن لب به کام ما شکری نی و شاکریم

غایب نه ز چشم جهان بین ما چو نور

ا نو حاضری همیشه و ما با تو ناظریم

نظارگی به حیرته از آن صورتست و ما

حیران جان نگاری کلک مصوریم

زآن دم که نام جام بر آن لب نهاده اند

آن را که نیست معتقد باده منکریم

گفتم به دیر با تو رسم یا به کعبه گفت

ما را به هر مقام که جوینده حاضریم

چون دید کز تطاول آن زلف بیقرار

شوریده روزگار و پراکنده خاطریم

ببرید زلف و گفت به افسوس با کمال

گر دیر میرسیم به خدمت مقصریم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید