گنجور

شمارهٔ ۷۷۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

اگر من از عشق آن دو رخ میرم

ای گل روضه دامنت گیرم

کاشی سازند از گلم مرغی

با کمان ابرونی زند تیرم

دیدم آن رخ بخواب خوش سحری

بخت و روز نکوست تعبیرم

پیش رو ار نشانیم چون زلف

باید اول نهاد زنجیرم

شد سپیدم چو شیر موی و هنوز

بابت طفل چون می و شیرم

حرص پیران فزون بود به بتان

در گذر ای جوان که من پیرم

پیش خط لب گشود و گفت کمال

لطف تحریر بین و تقریرم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید