گنجور

شمارهٔ ۵۲۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به من عید شد مبارک باد

عیدی عاشقان چه خواهی داد

عیدی و عید ما مه رخ تست

عید ما بی رخ تو عید مباد

گفته پرسم از تو عید دگر

. کاین وعده هم بعید افتاد

جانم از غم رهان چون عید رسید

عبد زندانیان کنند آزاد

عید شد بگذر از وعید کمال

عید سازند خاطر همه شاد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

توفیق وحیدی آذر نوشته:

در متن چاپ مسکو ۱۹۷۵ “مه من عید شد مبارک” آمده است که به نظر می رسد در مقایسه با “به من عید شد مبارک ” صحیح تر باشد -” گفته پرسم از تو عید دگر ” ابه نظر می رسد گفته ای پرسم از تو عید دگر” با توجه به همزه موجود در نسخه چاپ مسکو ” گفته ای ” صحیح تر به نظر می آید

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.