گنجور

شمارهٔ ۲۸۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

اگر آن غمزه خواهد ز ترکان خراج

چو زلفته بگردن بیارند باج

میارید گو ناز اینجا و حسن

که زیره به کرمان ندارد رواج

مفرح لب تست و بس گره مرا

به سودای خط خشک گردد مزاج

مداوای زاهد چه سود ای حکیم

که شخصیست بس ناخوش و بی علاج

نشد مهر آن لب ازین دل برون

ترشح نفرمود می از زجاج

چه بوسم شب وصل دست رقیب

ندارد غنی با گدا احتیاج

به چشم حقارت مبین در کمال

که آزاده شابت بی تخت و تاج



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان