وزین رو چه (آن دید) ارژنگ شاه
نمانده کلاه و شکسته سپاه
فرستاد زی خسرو زنگبار
یکی نامه از خون دیده نگار
که ای شاه ما را به فریاد رس
که در آتش افتاده ام همچو خس
شکستی چنین آمد از کین مرا
بماندم کنون در دم اژدها
بیاری اگر شاه آید برم
بگردون گردان بساید سرم
که با من چنین بود پیمان تو را
ایا شاه بارای و فرمان روا
که جائی که آید مرا کار پیش
بیاری سپاهی ز اندازه پیش
کنون گر بیاری سپه سوی من
بیاری برافروزد این روی من
چو شد نامه نزدیک آن نامدار
شد آگه از آن رزم آن نامدار
یکی نامور گرد سرهنگ داشت
که با فیل گردان سر جنگ داشت
جهانجوی را نام نسناس بود
بکین اندر آن همچو الماس بود
دوره سی هزار ازیلان برشمرد
بدو داد گفت ای سپهدار گرد
از ایدر برو تازیان با سپاه
بیاری به نزدیک ارژنگ شاه
به شمشیر بستان ز هیتال باج
ابا گنج و آن باره و تخت عاج
سپار آن همه خود به ارژنگ شاه
وز آنجای برکش سوی من سپاه
برآورد نسناس زنگی ز جای
سپاهی برآمد غو کره نای
بیاورد آن لشکر بیشمار
سرافراز نسناس خنجر گزار
به نزدیک ارژنگ شاه سرند
بدشت سرند آن سپه صف زدند
جهان پر شد از لشکر زنگبار
سراسر بکردار دریای قار
جهان سربسر مرد زنگی گرفت
ز لشکر همه دشت تنگی گرفت
چو ارژنگ دید آن سپه شاد گشت
دلش بود در بند آزاد گشت
زسلطان کجرات هم مرد خواست
وزین روی او یاری آورد خواست
ز کجرات آمد سپه سی هزار
ابا گرد شنگاوه خنجر گزار
چو نزدیک ارژنگ شنگاوه شد
بتن شاه ارژنگ را آوه شد
دگرباره شه ساز لشکر گرفت
جهان سربسر گرز و خنجر گرفت
دو هفته به نسناس شنگاوه شاه
برآراست رزمی به آئین راه
در گنج بگشاد و زر دادشان
زره با کلاه و کمر دادشان
در بسته را زر کلید آورد
هنر بی هنر را پدپد آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، ارژنگ شاه در وضعیتی دشوار قرار دارد و از خسرو زنگبار درخواست کمک میکند. او نامهای از درد و رنج خود مینویسد و از شاه میخواهد تا به یاری او بیاید. ارژنگ در حال نابودی و تحت فشار دشمنان است و نیاز دارد که سپاهی برای نجاتش بیاید. نسناس، یکی از فرماندهان با تجربه و جنگجو، با جمعآوری یک سپاه بزرگ به ارژنگ کمک میکند و برای مقابله با دشمنان آماده میشود. او سپاهی را به سمت ارژنگ میفرستد تا به او یاری دهد و در نتیجه، جنگ و نبردی بزرگ بین دو طرف آغاز میشود. ارژنگ شاه با امیدواری به کمک فرماندهان و لشکر خود میپردازد تا رنج و مشکلاتش را پایان دهد.
هوش مصنوعی: بنابراین چه باید گفت اگر آن آرزو به حقیقت نپیوندد که شاه ارژنگ نه کلاهی برایش مانده و نه سپاهش دست نخورده باقی است؟
هوش مصنوعی: خسرو از زنگبار نامهای فرستاد که در آن نشانی از عشق و غم دیدههای معشوقهاش وجود داشت.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به کمک ما بیا که در آتش گرفتار شدهام مانند کاهی که میسوزد.
هوش مصنوعی: از کینهای که به دل داشتم، به این وضعیت گرفتار شدم و اکنون در دامی خطرناک مانند دم اژدها گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: اگر شاهی بیاید و مرا برکت دهد، آنگاه تمام سختیها و مشکلاتم را پشت سر میگذارم.
هوش مصنوعی: آیا تو که پادشاه بیدار و فرمانروایی، با من چنین پیمانی بستهای؟
هوش مصنوعی: هرگاه که نیاز به کمک یا پشتیبانی داشته باشم، از دور دست، یک نیروی بزرگ و توانمند به یاریام میآید.
هوش مصنوعی: اگر سپاه تو به سوی من بیاید، این زیبایی من را روشنتر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: وقتی نامه به آن شخصیت معروف رسید، از آن جنگ و نبرد خبر دار شد.
هوش مصنوعی: یک سرهنگ معروف بود که در جنگ با فیلها مشغول بود.
هوش مصنوعی: جهانجو به نام نسناس شناخته میشود، چرا که در او همچون الماس در درونش درخشش و کیفیتی ویژه وجود دارد.
هوش مصنوعی: در یک دوره بسیار طولانی، که به حدود سی هزار سال میرسد، شمارش و ذکر شد و به یک فرمانده یا سردار گفتند که آماده باشد.
هوش مصنوعی: به نزد شهبازان ببر و با سپاه به سوی ارژنگ شاه برو.
هوش مصنوعی: با شمشیر از حیلت دشمن بستان، چون که گنج و تخت عاجی در کار است.
هوش مصنوعی: همه وجودت را به ارژنگ شاه بسپار و از آنجا نیرویی را به سوی من بفرست.
هوش مصنوعی: نسناس زنگی از جایی برخاست و غوغایی به پا کرد که صدای لوازم موسیقی به گوش رسید.
هوش مصنوعی: بیاورید آن ارتش پرشکوه و بینظیر که به خوبی آماده نبرد است.
هوش مصنوعی: در نزدیکی ارژنگ، شاه، سپاه در دشت صف آرایی کردند.
هوش مصنوعی: جهان از لشکر زنگبار پر شده است و این لشکر به مانند رفتار دریا در حال حرکت و فعالیت است.
هوش مصنوعی: در جهان، همه افراد درگیر و مشغول به یکدیگر هستند، به گونهای که همه جا با محدودیت و دشواریهایی روبهرو شدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی ارژنگ را دید، آن فرمانده خوشحال شد و دلش که قبلاً در بند بود، آزاد شد.
هوش مصنوعی: از سلطان کجرات مردی خواست، و به همین دلیل به یاری او آمد.
هوش مصنوعی: از دوردستها سپاهی سیهزار نفری آمده است که در گرد شنگاوه با خنجر آمادهٔ نبرد هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که به ارژنگ و شنگاوه نزدیک شد، بدن شاه ارژنگ احساس ترس و اضطراب کرد.
هوش مصنوعی: یک بار دیگر فرمانده لشکر جمعآوری کرد و در سراسر جهان همه را به سلاحهای جنگی مانند گرز و خنجر تجهیز کرد.
هوش مصنوعی: دو هفته، شاه نسناس شنگاوه را برای جنگی به شایستگی آماده کرد.
هوش مصنوعی: او گنجی را باز کرد و به آنها زره، کلاهخود و کمربند طلا داد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هنر و استعداد میتواند درهای بسته را باز کند و به افراد بدون هنر، که فاقد توانایی هستند، کمک کند تا به جایی برسند. در واقع، هنر به عنوان وسیلهای برای دستیابی به موفقیت و پیشرفت در زندگی شناخته میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.