گنجور

شمارهٔ ۲۱۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر عشق تو داغ جان گذار است

صد شکر که داغ دلنواز است

گر درد تو بار صحبت ماست

غم نیز ز محرمان راز است

دل کم نکند نیازمندی

سرمایة عاشقان نیازاست

محمود مگر به مرگ خود مرد

کو کشته غمزه باز است

پاکیزه رخی و پاک دامن

شایسته آنکه پاکباز است

با زلف تو نه ها که دارم

کوته نکنم که شب دراز است

حلقه چه زند کمال بردر

دایم در رحمت تو باز است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام