گنجور

شمارهٔ ۱۸۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

صوفی که ز چشم تو برد جان به سلامت

سر بر نکند تا به قیامت ز غرامت

امروز گر آن لب نگرد زاهد خود کام

بسیار به دندان گزد انگشت ندامت

در دیده خیال قد تو روز جدائی

چون سایه طوبی است به گرمای فیامت

گر زلف کجت بیند امام از خم محراب

جز سوره واللیل نخواند به امامت

دی دید قیام تو مؤذن به نمازی

قد قامت او برد زیاد آن قد و قامت

ما از پس صد پرده تماشای تو کردیم

صاحب نظری هسته ز انواع کرامت

برخیز کمال از سر ناموس که رندان

کردند اقامت به سر کوی ملامت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام