گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مویت از عنبر تر فرق ندارد مویی

نافه مشک برد از سر زلفت بویی

آدمی نیست همانا که ز حیوان بتر است

هر که را نیست به خاطر هوس مه روئی

نیست امکان که دل از کوی تو بر گیرد دل

عقل هر چند نظر می کند از هر سویی

پیش چشمم چه عجب گر نرود آب فرات

هر کجا بحر بود قدر ندارد جویی

شادمانم من از آن ماه مبارک رخ تو

نیک بخت آنکه بود بنده نیکو رویی

بر رخت می کند آن زلف سیه سیاری

صحن فردوس نگر جلوه کند هندوئی

نرود پای کمال از سر کویت هرگز

خوشتر از کوی دلارام نباشد کویی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید