گنجور

شمارهٔ ۱۰۴۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دری

پیش هر حوری ز آب دیده باشد کوثری

گرنه در هر غرفه زنجیری بود از موی دوست

در بهشت از هر دری آید عذاب دیگری

گرنه آن سرو افکند بر شاخ طوبی سایه

هر ورق در شرح بی برگی بر آرد دفتری

با لب رضوان ما از ما بگو ای سلسبیل

ساقی جانها روان کن باده روشنتری

منتظر منشان چو گل بر خاک اهل روضه را

تازحسرت خون نگردد هر دلی در هر بری

درقیامت خوش برا دامن کشان چون زلف خویش

تا به بینی زیر پا هر جانب افتاده سری

گر به فردا افکنی دیدار میمون با کمال

تا به روز حشر باشد هر دم او را محشری



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید