دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد
وز عمر به جز وصل تو مقصود ندارد
بر سوختهٔ آتش غم مرحمتی کن
امروز که حلوای لبت دود ندارد
آن بخت که یابم ز دهان تو نشانی
بسیار طلب کردم و موجود ندارد
از دست مده نقد دلم را که به آخر
بسیار پشیمان شوی و سود ندارد
ز آن گونه به درد تو دل ریش خیالی
خود کرد که اندیشهٔ بهبود ندارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم عشق و درد جدایی میگوید. دل او جز به یاد عشق محبوبش خوشنود نیست و هر چه عمر کرده، فقط به وصال او میاندیشد. او از محبوب میخواهد که به دل سوختهاش مرهمی بگذارد و یادآور میشود که خوشیهای زندگی به دور از او بیمعناست. همچنین به بخت و شانس خود اشاره میکند و از زحماتش برای رسیدن به محبوب سخن میگوید و تأکید میکند که نشانی از او پیدا نکرده است. شاعر نگران از دست رفتن عشقش، تأکید میکند که اگر دلش را از دست دهد، پشیمانیاش فایدهای ندارد و حالش بهبود نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: دل هیچ شادیای جز به خاطر تو ندارد و عمرش به جز رسیدن به تو هدفی ندارد.
هوش مصنوعی: امروز بر دل غمزدهام مهربانی کن، زیرا لبهای تو شیرینی دارد و از دود و آتش رنج نمیبرد.
هوش مصنوعی: من بارها خواستهام که نشانهای از آن بخت و اقبالی که به خاطر تو نصیبم شود، پیدا کنم، اما هیچ نشانی از آن در دسترس نیست.
هوش مصنوعی: نقد دل خود را از دست نده، زیرا در آینده خیلی پشیمان خواهی شد و این پشیمانی فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر درد تو به شدت آسیب دیده و به قدری در این اندیشه غرق شده که امیدی به بهبود شرایط ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شوریده دل ما سر بهبود ندارد
سرگشته ما راه به مقصود ندارد
از سوز من سوخته کس را خبری نیست
آری چه کنم؟ آتش ما دود ندارد
ای دوست به بیهوده دل دوست میازار
[...]
دل در غم هجران تو بهبود ندارد
جز وصل تواش هیچ دوا سود ندارد
می دان به یقین ای دل و جان کاین دل تنگم
از هر دو جهان غیر تو مقصود ندارد
جان را طلبیدی ز من ای خسرو خوبان
[...]
هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
میسوزم و هیچ آتش من دود ندارد
منت ز طبیبان نکشد خسته دلی کو
اندیشه مرگ و غم بهبود ندارد
از من که گذر کرد؟ که چون لاله بدامن
[...]
شادم که دوا درد مرا سود ندارد
بیماری عشقست که بهبود ندارد
یک کس به در صومعه مقبول نظر نیست
نازم به خرابات که مردود ندارد
سرگشته زدم گام به هرجا و ندیدم
[...]
تر دامنیم آه غم آلود ندارد
این چوب تر ازبی ثمری دود ندارد
دل بر سر آتش زهوا وهوس ماست
این مجمره جز خامی ما عود ندارد
از گریه ما نرم نگردید دل صبح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.