گنجور

 
خیام

رباعی ۱: هر چند که رنگ و روی زیباست مرا

رباعی ۲: آورد به اضطرارم اول به وجود،

رباعی ۳: از آمدنم نبود گردون را سود،

رباعی ۴: ای دل تو به ادراک معما نرسی،

رباعی ۵: دل سر‌‌ حیات اگر کماهی دانست،

رباعی ۶: * تا چند زنم به روی دریاها خشت،

رباعی ۷: اسرار ازل را نه تو دانی و نه من، *(منتسب به چند نفر)

رباعی ۸: این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت،

رباعی ۹: اجرام که ساکنان این ایوان‌اند،

رباعی ۱۰: دوری که در [او] آمدن و رفتن ماست،

رباعی ۱۱: دارنده چو ترکیب طبایع آراست،

رباعی ۱۲: آنان ‌که محیط فضل و آداب شدند،

رباعی ۱۳: * آنان‌ که ز پیش رفته‌اند ای ساقی،

رباعی ۱۴: * آن بیخبران که در‌ معنی سفتند،

رباعی ۱۵: گاوی است بر آسمان قرین پروین،