گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۴

 
خیام
خیام » رباعیات
 

در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

او را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست

کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میلاد نوشته:

از نظر من کس می نزند دمی در این معنی راست
کس دم نزند دمی دراین معنی راست می باشد

👆☹

محسن نوشته:

به نظر این حقیر مصرع دوم بیت اول بایستی بدین گونه اصلاح شود:
آن را نه بدایت نه نهایت پیداست

👆☹

روزبه نوشته:

تا قبل از این رباعی را به این صورت در ذهن داشتم:

دوری که در او آمدن و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

تفاوت با شعر درج شده در مصرع اول بیت اول است. در ضمن به یاد دارم زمانی در برنامه ای از تلویزیون مصرع اول بیت دوم را به این شکل خواندند:
کس می نزند دمی در این معنی ِ راست

یعنی به کلمه «معنی» یه کسره دادند، که من اگرچه مطمئن بودم با توجه به فلسفه ی خیام، ولی باز از اساتید ادبیات سوال کردم و تایید کردند که خوانش صحیح آن بدین صورت است:

کس می نزند دمی در این معنی، راست

یعنی به سکون «معنی»

👆☹

روزبه نوشته:

سعی می کنم نسخه ای که این رباعی رو به شکل مذکور در اون خوندم پیدا کنم و مشخصاتش رو ارسال کنم

👆☹

رها نوشته:

مصرع اول کسره ندارد ،اشتباه خوانده شده است ،صورت صحیح بدون کسره است.

👆☹

حامد نوشته:

در گرداوری دیگری از رباعیات که داشتم ، در مصرع اول بیت دوم به جای “معنی”، “عالم” نوشته بود. بدین معنا که “کسی در عالم در این مورد دمی راست نرند”. نمیدانم کدام صحیحست. به هر حال خسته نباشید!

👆☹

فرید نوشته:

به نظر من این طوری درسته :
در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کسی نزند دمی در این معنیِ راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

برداشت من این طوری هست :
منظور از “او” انسان هست نه دایره
دم نزدن یعنی اعتراض نکردن
منظور از معنیِ راست همون مصراع آخر هست

👆☹

فرید نوشته:

“می نزند” احتمال داره که همون “نمی زند” باشه
در این صورت مصرع اول از بیت دوم به این صورت میشه :
کس نمی زند دمی در این معنیِ راست

معنی بیت دوم با معنی این بیت نزدیک هست :
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

یعنی اینکه چرا مردم در مورد مسئله به این مهمی بحث یا اعتراضی نمیکنن.

👆☹

ATA نوشته:

من اینجوری شنیدم
در دایره ای کامدن و رفتن ماست.

👆☹

ATA نوشته:

خیام درینجا جهان هستی رو ازلی و ابدی معرفی کرده و به یک دایره بی سر و ته تشبیه کرده
اما این انسان ها هستند که آمد و رفت دارن و کسی هم نمیدونه ایا قبل و بعد از این آمد و شد حیات دیگری وجود دارد یا خیر.
برعکس مذهبیون که دنیا را محدث و دارای آغاز و پایان میپندارند و برعکس انسان را خالد و ابدی!!

👆☹

مردم نوشته:

چیزی که از این بیت به ذهن من رسید اشاره خیام به بازگشت دوباره انسان به چرخه حیات میاد و تفکر خیام به قضیه تناسخ رو میشه تا حدودی در این ابیات مورد توجه قرار داد.

👆☹

حسین،۱ نوشته:

مردم جان
در تعبیر تناسخ اشتباه می کنی
تناسخ دمیدن روح در : ماده ، گیاه ، حیوان یا انسان دیگر است بعد از مرگ
خیام ، ابداً به بازگشت روح اشاره نمی کند
زنده باشی

👆☹

علی خیاط نوشته:

خیام در این رباعی بکاز بزرگترین مسایل فلسفی را مطرح می کند ،عنصر گردیدن که اولین بار فلاسفه یونانی مطرح نمودند و بعد در افلاطون و اریطو کلید اصلی جهان هستی شد ،همه چبز در حال گردیدن است هیچ چیز ثابت نییت و این چرخش لازمه بفای جهان هستی است ،ابرها می بارند از فلل مرتغع در دریاچه ها و دریا سرازیر سده و دو باره تبخیر شده و بدین ترتیب زندگی امکان می یابد ،کهکشانها ستاره ای نابود و تبدیل به سیاه چاله می شود ولی در همان حال ستاره جدید متولد میشود،و کل پا برجا مب ماند تک تک موجودات بدنیا می ایند ،پیر می شوند و میمیرند و در همان حال موجودات دیگر پا له عرصه مب گذارند ولی کل پایدار ایت و اقولا مفهوم زندگی همین است اگر چیزب تابت بماند مانند مرداب می گندد و متعفن می سود ،زندگی یعنی گردیدن و این نه اغاز دارد ن پایان

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام