گنجور

 
خاقانی

در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست

غمگساری ز کیمیا کم نیست

خستگی‌های سینه را نونو

خاک پر کن که جای مرهم نیست

دم سرد از دهان برِ آهِ جگر

بازگردان که یارِ همدم نیست

هیچ یک خوشهٔ وفا امروز

در همه کشتزار آدم نیست

کشت‌های نیاز خشک بماند

که‌ابرهای امید را نم نیست

به نواله هزار محرم هست

به گهِ ناله نیم محرم نیست

گر بنالی به دوستی، گوید

هان خدا عافیت دهد، غم نیست

دانی آسوده کیست در عالم؟

آنکه مقبول اهل عالم نیست

هست سالی دو روز شادی خلق

چون نکو بنگری همان هم نیست

زانکه یک عید نیست در عالم

که در او صد هزار ماتم نیست

خیز خاقانیا ز خوان جهان

که جهان میزبان خرم نیست

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۳۵ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
عمادی شهریاری

حاصل روزگار جز غم نیست

زآن که بنیاد عمر محکم نیست

داد بیرون عالم است مگر

زآن که باری درون عالم نیست

غلطی گر گمان بری که تو را

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عمادی شهریاری
عراقی

ساقی، ار جام می، دمادم نیست

جان فدای تو، دردیی کم نیست

من که در میکده کم از خاکم

جرعه‌ای هم مرا مسلم نیست

جرعه‌ای ده، مرا ز غم برهان

[...]

مجد همگر

غم عشق تو یکدمم کم نیست

مونسم بی رخ تو جز غم نیست

در تو یک جو وفا نماند و هنوز

عشق تو ز آنچه بد جوی کم نیست

در جهان تا غم تو پای نهاد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
امیرخسرو دهلوی

روی نیکوی تو ز مه کم نیست

جز ترا نیکویی مسلم نیست

دهنت ذره و کم از ذره است

رخ ز خورشید ذره ای کم نیست

بی دهانی و ملک خوبی را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه