زلفکا، وه، وه، تو آن مشکین رسن پرچین نقابی
کت جهانی دل گرفتار است در هر پیچ و تابی
گه حوالی جبینت جای و گه پیرامن رخ
هم سمندر وش در آتش، هم حباب آسا بر آبی
گه مصلای رخت مأوا، و گه محراب ابرو
دزدی و امّا چو زاهد با صلاح و با صوابی
گاه چون زنّار ترسا، سنت آیین و کیشی
گاه چون زنجیر کسری، آیت عدل و حسابی
گاه خم در خم همه چون حلقه خام تهمتن
گاه تو بر تو همه چون جوشن افراسیابی
اصل و پیوند از حبش، نسل و نژاد از زنگبارت
ابن عمّ قیر و قطران، خاله زاد مشک نابی
پرخم و پرچین و بندی، درهم و تار و نژندی
دام یا مشکین کمندی، شام یا پرّ غرابی
سنبلستی یا ضمیران، سعتری یا شاخ ریحان
یا بنفشه در گلستان، یا که نیلوفر در آبی
خود به نفرین پدر آمد چنین رویت سیه گون
یا نه چون صحرانشینان، تیره روی از آفتابی
همچو طاووسان سراپا، جمله مطبوعی و امّا
بهر صید کبک دلها، تیزپر همچون عقابی
طرّه ای یا شام ظلمت، عنبری یا مشک تبت
جغد یا طاووس جنت، موی یا مار عذابی
هیأت مار کلیمی، شکل ثعبان عظیمی
افعی بر گنج سیمی،عقربی بر ماهتابی
قافله عودی و عنبر کاروان نافه تر
پاسبان گنج و گوهر، خازن در خوشابی
وه، وه، ای زلف پریشان، بسکه تاریکی و تاران
همچو عباسی نژادان، رفته در مشکین ثیابی
گه به دوش و گه به گردن، گه به چهرت هست مسکن
غالباً چون دزد رهزن، با درنگ و با شتابی
فتنه آفاق گیری، دزد کالای امیری
رهزن برنا و پیری، خانه سوز شیخ و شابی
هر کجا دل، هر کرا جان، جمله بگرفتی گروگان
با چنین نقد فراوان، برتر از حد نصابی
جادوی خاطر فریبی، هندوی ترسا صلیبی
آفت صبر و شکیبی، غارت آرام و تابی
جادویی و چشم بندی، پرفسون و پر گزندی
برگل از سنبل کمندی، بر مه از عبهر نقابی
افتی و خیزی چو مستان، گاه بر گل، گه به ریحان
تا کجا هستی پریشان، تا چه حد مست و خرابی
تیره و روشن ضمیری، تن سیاه و دل چو شیری
بر سمن مشکین حریری، بر قمر نیلی سحابی
هان و هان ای زلف مشکین، کت بما مهر است و هم کین
چند با عشاق مسکین، بر سر ناز و عتابی
شام خواب آرد ابر چشم جهانی، وه شگفت این
خویشتن شامی و بر چشم جهان تاراج خوابی
پشت خمّ و باژگونی، قد دوتا پیکر نگونی
مشکی و فرزند خونی، دودی و با التهابی
عنبری، مشکی، عبیری، لادنی، قطران و قیری
هاله بدر منیری، سایه بر آفتابی
لشکری از خط و مژگان، گرد بر گردت به فرمان
با چنین جیش نگهبان، دائماً در اضطرابی
جز تو ای زلف شمیده، عنکبوتی را که دیده،
کو به گرد مه تنیده، از دو سو مشکین لعابی
قیرگون و مشک فامی، عنبری، عودی، کدامی
چیستی، چیزی، چه نامی وز چه جوهر انتخابی
مو بمو فن و فریبی، سر بسر ناز و عتیبی
بوالعجب جنس غریبی، طرفه شیئی بس عجابی
وه چه نامی، و ز چه جنسی، از اجانین یا ز انسی،
جسم پاکی یا که رجسی، ز آتشی یا از ترابی
از فلک یا از زمینی، از یساری یا یمینی
از حبش یا خاک چینی، از ختن یا فاریابی
همچو تو جادوی ساحر، آسمان ندهد بخاطر
زآن سرت برند کاخر، ملک شه را انقلابی
عالی اعلا، علی ذوالعلی شاهی که آمد،
نه قباب چرخ در پهناب جودش چون حبابی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت زلف و موی معشوق پرداخته و احساسات شاعر را نسبت به او بیان میکند. شاعر به پیچیدگی و جذابیت زلفهای معشوق اشاره کرده و با تشبیهات مختلف، زیبایی او را به تصویر میکشد. او در مورد تاثیر این زیبایی بر دلها و دلبستگیها صحبت میکند و به ویژگیهای متضاد زلف اشاره میکند که هم آرامشبخش و هم فتنهآمیز است. در نهایت، شاعر از جادوی زلف و قدرت آن در جذب عاشقان و ایجاد حیرت و فریفتگی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای زلف سیاه و خمیده، عجب! تو همچون گیسویی داری که دلها را به دام میاندازد. در هر پیچ و خم موهایت، دلها به شدت دچار سوخت و سازند و به تو وابسته میشوند.
هوش مصنوعی: گاه بر روی پیشانیات جایی هست و گاه دور تا دور چهرهات، هم چون سمندر در آتش و هم چون حبابی بر آب.
هوش مصنوعی: گاهی در آغوش تو پناه میگیرم و گاهی از زیبایی ابرویت دلی میدزدم، اما در عین حال شبیه یک عابد با تقوا و درستکار به نظر میآیم.
هوش مصنوعی: گاهی مانند زنجیری از ترسایان، به آداب و رسوم خود پایبندم و گاهی مانند زنجیری از پادشاهان ساسانی، نماد عدالت و حسابرسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی در پیچ و خم زندگی، همهچیز به دور هم میچرخد و مانند حلقهای از زره تهمتن (رستم) میشود، و گاهی تو خودت را در این پیچیدگیها میبینی که مانند زره افراسیاب (دشمن رستم) به دور خودت جمع شدهای.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ریشه و ارتباط اصلی از سرزمین حبشه است، در حالی که نسل و نژاد به زنگبار و از خانوادهای نزدیک به قیر و قطران مربوط میشود؛ همچنین، خالهزاده او نیز مشک ناب است.
هوش مصنوعی: این عبارت توصیف زیبایی از یک شخص یا چیزی است که دارای ظاهری پیچیده و زیباست. این تصویر به جزییات و ویژگیهای خاصی اشاره میکند که ترکیبی از نرمی و جذابیت را به همراه دارد. همچنین از شباهتهایی به رنگ و زیبایی خاص نیز سخن میگوید.
هوش مصنوعی: با توصیف گلها و گیاهان زیبا، شاعر به زیبایی و دلنشینی آنها اشاره کرده و میخواهد بگوید که تو چه زیبا و دلربا هستی. او این زیبایی را با سنبل، ریحان، بنفشه و نیلوفر مقایسه میکند و از طبیعت برای بیان احساساتش استفاده میکند.
هوش مصنوعی: شما به خاطر نفرین پدرت اینگونه چهرهی تیره و سیاه داری، آیا مانند افرادی که در بیابان زندگی میکنند و به خاطر تابش آفتاب رنگپریده شدهاند، هستی؟
هوش مصنوعی: تو همچون طاووسان زیبا و دلنشینی، اما برای شکار دلهای مردم، باید سریع و چابک مثل یک عقاب باشی.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای زیبایی و جذابیت میپردازد. در اینجا، به تشبیه موی فرد اشاره شده که مانند یک طره زیبا و دلفریب است. همچنین، شب یا ظلمت به مظاهر پنهان و اسرارآمیز حقیقت اشاره دارد. عطرهایی چون عنبر و مشک به مثابه زیبا و خوشبو بودن در زندگی مطرح شدهاند و در نهایت، به تضاد بین زیبایی و عذاب اشاره میشود. به طور کلی، تصویرسازیهای شاعرانه این شعر زیبایی، لطافت و گاهی تاریکی و درد را در کنار هم قرار میدهند.
هوش مصنوعی: ظاهر مار یهودی، همانند یک افعی بزرگ به نظر میآید، و عقرب نیز درخشش خیرهکنندهای بر نور ماه دارد.
هوش مصنوعی: کاروان عود و عنبر در حال حرکت است و عطر خوشی را به ارمغان میآورد. نگهبان گنج و جواهر، در بین این عطر خوش، حضور دارد.
هوش مصنوعی: ای زلفهای آشفته و دشوار، چقدر شبیه به تاریکی و انحرافی که در افرادی با نژاد عباسی دیده میشود، در این بوی خوش مشکینی فرورفتهاید.
هوش مصنوعی: گاهی بر دوش و گاهی بر گردن، و گاهی در چهرهات سکونتی دارد. اغلب همچون دزدی که در خفا و بیصدا میچرخد، با تردید و شتاب به سراغت میآید.
هوش مصنوعی: فتنهای که دنیای اطراف را تحت تأثیر قرار میدهد، به نوعی دزدی است که هم از جوانان و هم از پیرمردان میدزدد. این فتنه میتواند سبب آتشسوزی در زندگی و آرامش افراد باشد، چه در مورد رهبران و چه در مورد افراد عادی.
هوش مصنوعی: هر جا که دل داشته باشی و هر کسی که زندگیاش را میخواهی، همه را بهعنوان گروگان در دست داری و با این ثروت بسیار، فراتر از مقدار تعیینشدهای هستی.
هوش مصنوعی: جاذبه و زیبایی فریبندهی کسی که دل را به دست میآورد، ویژگیهای انسانی را در هم میآمیزد و باعث میشود صبر و بردباری از بین برود و آرامش و راحتی روحی را دچار اختلال کند.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جاذبههای فریبنده انسانی اشاره دارد که با زیباییهای خود دلها را میرباید و به نوعی قدرتسحر و جادو در آن نهفته است. شاعر از گلها و زیباییهای طبیعی به عنوان نمادهایی برای تجلی جاذبه و شگفتی یاد میکند و از نقابهایی که بر روی زیباییها وجود دارد، سخن میگوید. در واقع، این جملات به زیبایی و تأثیر عمیق آن بر احساسات و افکار ما اشاره دارند.
هوش مصنوعی: گاهی در حالتی شاد و سرمست، بر روی گلها و ریحانها میرقصی. اما این بیقراری و سرمستی تو تا کجا ادامه دارد؟ تا چه اندازه در این حالتی که به نظر میرسد دیوانهوار و بیدقتی هستی، فرو رفتهای؟
هوش مصنوعی: این بیت تصویری از تضادها و تضادهای درونی یک فرد را به تصویر میکشد. اشاره به این دارد که ظاهری تاریک و متضاد با دل و باطن درونی روشن و قوی دارد. در اینجا، وجود رنگها و زیباییها نیز نشاندهنده جلوههای خاصی از زندگی و احساسات انسان است. به عبارتی، این شخص دارای ویژگیهای متناقضی است که همزمان در وجودش جریان دارد و به طرز هنرمندانهای توصیف شده است.
هوش مصنوعی: ای زلف سیاه و زیبا، گویی تو همچون گلی در باغ عشق میروی. عشق تو هم مهر و محبت دارد و هم درد و جدایی. تو با زیبایی و ناز خود، بر دل عاشقان بیچاره، بازی میکنی.
هوش مصنوعی: شبانگاه، ابرها خواب را به چشم جهانی میآورند، و این عجیب است که این خود من نیز شب را تجربه میکنم و بر چشم جهان، خواب و آرزوها در حال نابود شدناند.
هوش مصنوعی: در پشت انحنا و شکستگی، دو سیمای تیره و رنگین در کنار هم قرار دارند، یکی از آنها به رنگ سیاه و دیگری فرزند خونی است که دودی و پرهیجان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: عطرهایی مانند عنبر و مشکی و رنگهایی چون سیاه و عبیری (رنگی میان حنایی و زرد) و تار و قیر، همه در سایه نور زیبای ماه قرار دارند و این نور مانند سایهای بر آفتاب میتابد.
هوش مصنوعی: گروهی از نگاهها و مژگان زیبای تو، دور تا دور تو ایستادهاند و به فرمان تو آمادهاند. اما با این حال، تو در نگرانی و اضطراب هستی.
هوش مصنوعی: جز تو، ای زلف بافته و تابدار، هیچکس را نمیبینم که مانند عنکبوتی باشد که در گرداگرد تن زیبای تو در شبکهای از تار و پود تنیده شده و از هر سوی او را با رنگی سیاه و زیبا نشان میدهد.
هوش مصنوعی: عطر گرانبها و خوشبو، کدام ویژگی و صفات خاصی داری؟ چه چیزی هستی و نام تو چیست؟ از چه مادهای ساخته شدهای؟
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت خاصی اشاره دارد که در آن از ویژگیهای ظاهری و روحی یک فرد تاکیدی شده است. شاعر این فرد را بسیار خاص و منحصر به فرد میداند و به نوعی تحسین میکند که چگونه این ویژگیها در هم آمیخته و نمایان شدهاند. در واقع، این توصیف نشاندهنده شگفتی از زیبایی و جذابیت است که میتواند توجه هر بینندهای را به خود جلب کند.
هوش مصنوعی: چه نام زیبا و چه نوعی از موجودات، آیا از جنها هستی یا از انسانها؟ آیا جسم تو پاک و مطهر است یا آلوده و ناپاک؟ آیا از آتش ساخته شدهای یا از خاک و زمین؟
هوش مصنوعی: این بیت به دو گانسازهای مختلف یا مکانهای مختلف اشاره میکند که ممکن است از زمین یا آسمان، از سمت چپ یا راست و از نقاط مختلف دنیا مانند حبشه، چین، ختن و فاریاب باشند. این تنوع جغرافیایی نشاندهنده از گوناگونی و زیباییهایی است که در فرهنگها و سرزمینهای مختلف وجود دارد.
هوش مصنوعی: تو مانند جادوگران ساحر هستی، که آسمان نمیتواند چیزی مثل تو را تصور کند. سرنوشت تو در نهایت، دنیای پادشاه را دگرگون خواهد کرد.
هوش مصنوعی: علی، که برجستهترین و والا مقامترین است، مانند شاهی است که ظهور کرده است. در مقابل بخشندگی او، سایهوار چرخ فلکی مانند حبابی در آب میماند و کوچک به نظر میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خسروا بر تخت شاهی همچو بر چرخ آفتابی
باده خور کز بخت فرخ هرچه میخواهی بیابی
چون ندارد کار عالم هیچ حاصل جز خرابی
ای درنگ عالم از تو، به که در عشرت شتابی
دیر زی ای شاه عالم! در نشاط کامیابی
[...]
غیر اگر سویت ببیند، رونپوشی، رخ نتابی
گر من از دورت ببینم، شرمگینی، در نقابی
نوبهار باغ هستی چون به رخسارت ننازد؟
یک گلی چون مهر، اما نه چمن را آب و تابی
در مقام نرمخویی، چون شمیمی در گلستان
[...]
آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی
ما همه لبتشنگان و مانده بر نقش سرابی
چون مدار کارها هیچ است باز از آن دهان گو
نقش این هستی نماند رخت بر اندر خرابی
آفتاب ار میپرستد هندویی من ابر گیسو
[...]
چون حریم خسرو بطحا ز بیداد زمانه
سوی شام از کربلا بهر اسیری شد روانه
جملگی چون طایر پر بسته بیآشیانه
در یکی منزل مکان کردند هنگام شبانه
بر در دیر نصاری به افغان و اضطرابی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.