گنجور

شمارهٔ ۹۵ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

خواجۀ خواجگان خطیر الرّین

کز کفت بحر بی خطر گردد

نام پاک ترا چو بنگارند

دهن کلک پر شکر گردد

هر زمانی ز رشک بحر کفت

دامن آفتاب تر گردد

دم نیارد زدن نسیم صبا

گر ز لطف تو با خبر گردد

هر زمان روی دشمن از بیمت

زرد و پرچین چو روی زر گردد

چرخ را آرزو بود ،کورا

خاک پای تو تاج سر گردد

ای که هر دم ز بار همّت تو

تارک چرخ پی سپر گردد

کار خادم بدست و می ترسد

گه از ین نیز هم بتر گردد

هر دم از آه سرد و آتش دل

جگرش خون و خون جگر گردد

هر زمان بهر محنتش گردون

گرد دیگر بهانه بر گردد

انبساطی نمود با کرمت

مگرش کارها دگر گردد

گر تو در کار او نظر فکنی

همه غمهاش مختصر گردد

دولتت در زمانه باقی باد

تا زمین چون سپهر در گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام