گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

خواجۀ خواجگان خطیر الرّین

کز کفت بحر بی خطر گردد

نام پاک ترا چو بنگارند

دهن کلک پر شکر گردد

هر زمانی ز رشک بحر کفت

دامن آفتاب تر گردد

دم نیارد زدن نسیم صبا

گر ز لطف تو با خبر گردد

هر زمان روی دشمن از بیمت

زرد و پرچین چو روی زر گردد

چرخ را آرزو بود ،کورا

خاک پای تو تاج سر گردد

ای که هر دم ز بار همّت تو

تارک چرخ پی سپر گردد

کار خادم بدست و می ترسد

گه از ین نیز هم بتر گردد

هر دم از آه سرد و آتش دل

جگرش خون و خون جگر گردد

هر زمان بهر محنتش گردون

گرد دیگر بهانه بر گردد

انبساطی نمود با کرمت

مگرش کارها دگر گردد

گر تو در کار او نظر فکنی

همه غمهاش مختصر گردد

دولتت در زمانه باقی باد

تا زمین چون سپهر در گردد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.