گر نکوییت بیشتر گردد
آسمان در زمین به سر گردد
آفتابی که هر دو عالم را
کار ازو همچو آب زر گردد
زآرزوی رخ تو هر روزی
روی بر خاک دربدر گردد
نرسد آفتاب در گردت
گرچه صد قرن گرد در گردد
گر بیابد کمال تو جزوی
عقل کل مست و بیخبر گردد
صبح از شرم سر به جیب کشد
دامن آفتاب تر گردد
هر که بر یاد چشمهٔ نوشت
زهر قاتل خورد شکر گردد
درد عشق تو را که افزون باد
گر کنم چاره بیشتر گردد
چون ز عشقت سخن رود جایی
سخن عقل مختصر گردد
چه دهی دم مرا دلم برسوز
کاتش از باد تیزتر گردد
بر رخم گرچه خون دل گرم است
از دم سرد من جگر گردد
دل عطار هر زمان بی تو
در میان غمی دگر گردد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به ستایش زیبایی و کمال معشوق میپردازد و به تاثیر عمیق عشق بر احساسات و عقل اشاره میکند. عطار از زیبایی معشوق میگوید که میتواند آسمان را بر زمین تسخیر کند و آفتاب را به شرم وا دارد. عشق به معشوق او را به درد و رنج میکشاند و حتی عقل را ناتوان میکند. او متوجه میشود که غم و دلتنگی عشق هر لحظه او را در مجذوبی تازه غرق میکند و دلش همواره در جستجوی معشوق است. در نهایت، حس عشق و درد در زندگی او جاری و مداوم است.
هوش مصنوعی: اگر نیکویی و زیبایی تو بیشتر شود، آسمان هم در زمین ساکن خواهد شد و همه چیز تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: آفتابی که وجودش باعث میشود هر دو عالم (دنیا و آخرت) درخشندگی و ارزش پیدا کند، مانند آب طلا میشود.
هوش مصنوعی: معشوقی که چهرهاش آرزوی بزرگ من است، باعث میشود که هر روز مانند خاک در مقابل او به خاک بیفتم و ذلیل و درمانده شوم.
هوش مصنوعی: اگرچه صد سال (قرن) دور تو بچرخد و برگردد، اما هیچ گاه خورشید (آفتاب) به گرد تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر کس جزئی از کمال تو را پیدا کند، به گونهای میشود که عقل کامل هم از این موضوع غافل میماند و در ناباوری و مستی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: صبح به دلیل زیبایی و درخشندگی تو (که در اینجا به آفتاب تشبیه شده) شرم میکند و با پایین انداختن سر، به نوعی حجاب میسازد، بهطوری که نور و گرمایش ملایمتر و نرمتر میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد چشمان تو در غم و اندوه باشد، مانند کسی که زهر کشندهای نوشیده باشد، بهطرز عجیبی شیرین و خوشحال میشود.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده است که درد من روز به روز بیشتر شود، اگر بخواهم به دنبال چارهای برای این درد باشم، این تلاش فقط به افزایش آن منجر میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که در مورد عشق تو صحبت میکنم، حرفهای عقل در آنجا مختصر و کماهمیت میشود.
هوش مصنوعی: اگر از من چیزی بخواهی، دلم را به آتش میکشی؛ چون آتش آنقدر تند است که از باد تیزتر میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه بر چهرهام نشانههای درد و غم وجود دارد، اما از آنجا که نفس سرد و بیحالی دارم، این درد عمیقتر و سختتر میشود.
هوش مصنوعی: دل عطار همیشه و هر لحظه به خاطر نبودن تو غمگین و نگران میشود و به حالت جدیدی از غم میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ماهوک در میان چو در گردد
مجلس از خرمی دگر گردد
زهر در کام او شکر گردد
سنگ در دست او گهر گردد
زهر با یاد تو شکر گردد
شام با روی تو سحر گردد
درد عشق تو بوالعجب دردی است
که چو درمان کنم بتر گردد
نتواند نشاند درد دلم
[...]
تا زمینی کز ابر تر گردد
از زمین بوش تو به زر گردد
خواجۀ خواجگان خطیر الرّین
کز کفت بحر بی خطر گردد
نام پاک ترا چو بنگارند
دهن کلک پر شکر گردد
هر زمانی ز رشک بحر کفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.