گنجور

شمارهٔ ۷۴ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای لطف تو در تن هنرجان

وی لفظ تو بر سر فلک تاج

از بهر قبول خویش کرده

جان لطف تو در ضمیر ادراج

روشن ز حدیث تو خرد را

در شرح معمیّات منهاج

هر شب تا روز فکرتم را

بر بام معالی تو معراج

طبعت به کمال قدرت خویش

ز اشکال عقیم کرده انتاج

برفست امروز و کودکانم

هستند در آرزوی تتماج

داریم ز نعمت تو هر چیز

و اکنون هستم به آرد محتاج

هر چند ز نعمت تو داریم

بسیار سپید و زرد چون عاج

لیکن تتماج از چنین آرد

کاچی باشد بوقت انضاج

ابرام رهی بکش چنان گیر

کوهست صفا و بدر و حجّاج

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام