گنجور

شمارهٔ ۳۰۳ - و له ایضاً

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای در دعای جان تو اجرام یک زبان

وی در هوای مهر تو خورشید یک دله

در ظلمت حوادث عقل از برای خلق

افروخته ز رای تو صد گونه مشعله

از کوی آرزو بدر خانۀ کرم

کلکت کشیده باشد از انعام سلسله

رای تو و سپهر بهم شمع و شمعدان

دست نیاز و حلقۀ تو گوی و انگله

باما بوعده یی که نهادی وفا نمای

دانی که نیست رسم کریمان مماطله

چون من نخواهم و تو نیاری مرا بیاد

کاری بود درازتر از راه قافله

چون با تو از طریق مروّت من گدا

بر مردمی نهادم اساس معامله

چو با همه بزرگی و فرزانگی خویش

لایقق بود که این کنی اندر مقابله؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام