گنجور

شمارهٔ ۱۸ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

سپهر شعبده باز از درون پردۀ غیب

لطیفه یی دگر آورد کاهلا صلوات

رسید دختر دیگر مرا و یکباره

ببرد رونق عیش و برفت آب حیات

اگر نتایج صلبم بود برین قانون

نه هیچ رنگ شفایابم و نه بوی نجات

اگر نباشد جز رابعه دوم دختر

چنان بهست که سوی عدم برد برکات

ازین سپس سخن خوش ز من نزاید از آنک

بنات فکر بدل شد مرا به فکر بنات

بنات را ز پی نعش آفرید خدای

ز بدو آنکه سپهر آمدست در حرکات

ز مکر مات بود دفن دختران همه وقت

اگر به حال حیاتست وگر به حال ممات

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام