از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم
عرض حالی با زبان بی زبانی کرده ایم
مغز جان ما نمک پروردهٔ عشق است عشق
عمرها در دولت او کامرانی کرده ایم
اینکه بینی گرد پیری نیست بر رخسار ما
خاک بر سر در عزای نوجوانی کرده ایم
ناله پردرد ما با گوش گلها آشناست
سالها با عندلیبان همزبانی کرده ایم
شهرت حسن ترا در پرده دارد غیرتم
بوی بیرون گرد گل را پاسبانی کرده ایم
جز جفا از مردم عالم نصیب ما نشد
هر قدر با خلق، جویا! مهربانی کرده ایم
پا به آرامگه عزلت اگر جمع کنم
خاطر خویش ز هر راهگذر جمع کنم
یک دهن خنده سرانجام نیابد از من
هر قدر غنچه صفت چاک جگر جمع کنم
آه ازین مقصد دوری که مرا در پیش است
چون درین فرصت کم، زاد سفر جمع کنم؟
من که پا در گلم از بار علایق چون سرو
دامن سعی چه بیجا به کمر جمع کنم
من که تخمی نفشاندم چه درو خواهم کرد؟
من که نخلی ننشاندم چه ثمر جمع کنم؟
قطرهٔ بحر وجودم گهر ناب شود
خویشتن را ز پراکندگی ار جمع کنم
خرم آن روز که از جوش ندامت جویا
قطرهٔ اشک پریشان و گهر جمع کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده خود درباره عشق و زندگی میپردازد. او از سکوت و رازهای نهان سخن میگوید و عشق را به عنوان مغز جان خود میشناسد. شاعر به مرور زمان و اثر پیری بر چهرهاش اشاره میکند و از فقدان جوانی و درد دلهایش با گلها و پرندگان میگوید. او به وفاداری به حسن محبوبش افتخار کرده و تنها از جفا و بدرفتاری مردم شکوایه دارد. در ادامه، شاعر به احساس تنهایی و دوری از مقصود نزدیک میشود و درد دل میکند که چگونه نمیتواند وجدانی آرام داشته باشد. او به این نکته اشاره میکند که نتوانسته است درختی بکارد تا میوهای بچیند و به دنبال جمعآوری اشک و ندامت در روزهای آینده است. در نهایت، شاعر به جمعآوری وجود خود و تبدیل آن به گوهر ناب امید دارد.
هوش مصنوعی: ما با سکوت خود، رازهای درون را فاش کردهایم و احساساتمان را بدون کلام بیان کردهایم.
هوش مصنوعی: جان ما از عشق پر میشود و این عشق مانند نمکی است که ما را متعادل و شاداب میکند. ما سالها در سایهی این عشق زندگی کرده و از آن بهرهمند شدهایم.
هوش مصنوعی: هرچند که نشانههای پیری بر چهرهام نمایان نیست، اما در حقیقت در سوگ جوانیام غرق در غم و اندوه هستم.
هوش مصنوعی: ما سالهاست که درد و نالههای خود را با گلها در میان گذاشتهایم و به خوبی با پرندگان خوشخوان ارتباط برقرار کردهایم.
هوش مصنوعی: من به خاطر غیرتم جلوی دیگران شهرت نیکوی تو را حفظ کردهام و بویی از گلها را به عنوان محافظت از آن نگهداشتهام.
هوش مصنوعی: ما از مردم دنیا، جز بدی و ظلم چیزی نصیبمان نشده است، هرچقدر هم که با دیگران مهربان و دوستانه رفتار کردهایم.
هوش مصنوعی: اگر به مکانی آرام و دور از شلوغی بروم، سعی میکنم تمام افکار و احساسات خود را از هر کسی که به آنجا میآید، جمعآوری کنم.
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که تلاش کنم و از دلم غمها و ناراحتیها را کنار بگذارم، در نهایت نمیتوانم لبخند واقعی بر لب بیاورم.
هوش مصنوعی: ای کاش از این فاصله دور به مقصدی که در پیش دارم دور نباشم، چرا که در این زمان کوتاه باید وسایل سفرم را آماده کنم؟
هوش مصنوعی: من که به خاطر علاقههایم در گلی گیر کردهام، چگونه میتوانم بدون دلیل دامن سعی و تلاشم را به کمر ببندم مانند سروی که راست ایستاده است؟
هوش مصنوعی: من که هیچ تلاشی نکردهام، چگونه میتوانم به نتیجهای برسم؟ من که هیچ چیز مثبتی را در زندگیام پیریزی نکردهام، چه چیز خوبی از آن انتظار دارم؟
هوش مصنوعی: اگر خودم را از پراکندهگیها جمع کنم، وجودم به اندازهی یک قطره از دریا، ارزشمند و گرانبها میشود.
هوش مصنوعی: روز خوشی است که بتوانم از نشانههای پشیمانی و ندامت، اشکهایی که به صورت پراکنده روییدهاند و مانند جواهر مروارید هستند، جمعآوری کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم
آبها جاری و می روشن و دلها بی غم
باغ پنداری لشکر گه میرست که نیست
ناخنی خالی از مطرد و منجوق و علم
خاک هر روزی بی عطر همی گیرد بوی
[...]
قطعۀ مدح مرا چون دل و چون دیدۀ خویش
از پی فخر بدارند بزرگان عجم
پس من آری بتن خویش فرستم بر تو
مدح گویم که مگر مزد فرستی بکرم
تو بدینار کسان آب مرا تیره کنی
[...]
چون بزاد آن بچگان را، سر او گشت به خم
وندر آویخت به روده، بچگان را، به شکم
بچگان زاد مدور تنه، بیقد و قدم
صد و سی بچهٔ اندر زده دو دست به هم
تا جهان از گل خرم شده چون باغ ارم
آهو ایمن شده بر سبزه چو مرغان حرم
از بر سوسن بین برگ گل زرد و سپید
چو پراکنده بمینا در دینار و درم
لاله و سبزه بهم در شده از باد بهار
[...]
موسم عید و لب دجله و بغداد خُرَم
بوی ریحان و فروغ قدح و لاله به هم
همه جمع اند و به یک جای مهیا شدهاند
از پی عشرت شاه عرب و شاه عجم
رکن اسلام ملک شاه جهانگیر شهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.