دیده بر روی خیال تو شبی واکردیم
چشم پوشیده جمال تو تماشا کردیم
الفت عالمیان بسکه نفاق آمیز است
خویش را گرد رم وحشت عنقا کردیم
نارسا طالع ما بین! که به جایی نرسید
ناله هر چند که در هجر تو شبها کردیم
می توان صبحدم از بستر ما گلها چید
یاد روی تو ز بس در دل شبها کردیم
تبسم خانه زاد آن لب کم گوست می دانم
ملاحت از نمک پرورده های اوست می دانم
قیامت دوش بر دوش خرام سرو آزادش
رعونت سایه پرورد نهال اوست می دانم
زجوش بی دماغی نکهت گل بر نمی تابم
سرم سودایی آن زلف عنبربوست می دانم
ز سیر گلشن کشمیر گلها می توان چیدن
نیسمش از هواداران آن گیسوست می دانم
وفا از دور گردان نگاه او بود جویا
تغافل، پیشهٔ آن نرگس جادوست می دانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، اشعاری عاشقانه و عاطفی است که به توصیف احساسات و زیباییهای معشوق میپردازد. شاعر در ابتدای شعر به شب و خیالات خود اشاره میکند و از تماشای جمال معشوق سخن میگوید. او به دشواریها و ناکامیهای خود در عشق اشاره کرده و بیان میکند که با وجود اینکه تلاشهایی برای عشق ورزیدن داشتهاند، به جایی نرسیدهاند.
شاعر همچنین به زیباییهای ظاهری معشوق اشاره میکند و از لبها و حرکات او تعریف میکند. او با استفاده از تصاویری شاعرانه، دلتنگی و عشق عمیق خود را بیان میکند و به ویژگیهای معشوق مانند زلف و گلها اشاره دارد. در نهایت، شاعر با تأکید بر وفای او به عشق و نرگس جادوگر (معشوق) در مییابد که عشق او در دوری و تظاهر به غفلت متجلی میشود.
هوش مصنوعی: ما شبی چشمهایمان را بر روی تصور تو باز کردیم و در حالی که چشمانمان بسته بود، زیبایی تو را تماشا کردیم.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت بین مردم به قدری پر از دورویي و نفاق شده است که ما به خاطر حفظ خودمان، به مکانهای دور و خطرناک پناه بردهایم.
هوش مصنوعی: سرنوشت ما ناقص و ناتمام است! هرچند شبها به خاطر دوری تو ناله و گریه کردیم، اما به جایی نرسیدیم.
هوش مصنوعی: میتوان در سحرگاه از بستر خواب گلها را چید، چون به یاد تو در دل شبها بسیار فکر کردهایم.
هوش مصنوعی: لبخند زیبای او نشاندهندهی خویشتنداریاش است و من میدانم که جذابیت او ناشی از ویژگیهایی است که از جوانی و طبیعتش به دست آورده است.
هوش مصنوعی: روز قیامت، سرو زیبای آزاد با قدمهای ناز و غروری که دارد، همچون سایهای بر روی درخت جوان خود قرار گرفته و من به خوبی این را میدانم.
هوش مصنوعی: از شدت عشق و دیوانگی نمیتوانم عطر گل را تحمل کنم، زیرا سرم دچار شوق و دیوانگی آن زلف خوشبو است که میشناسم.
هوش مصنوعی: از باغ گلستان کشمیر میتوان گلها را چید، اما من میدانم که این زیباییها از گیسوی محبوب من الهام گرفتهاند.
هوش مصنوعی: وفا تنها از راه دور در نگاهی که او میاندازد، قابل احساس است. بیتوجهی و نادیده گرفتن، ویژگی آن نرگس جادوئی است که من به خوبی میفهمم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم
آبها جاری و می روشن و دلها بی غم
باغ پنداری لشکر گه میرست که نیست
ناخنی خالی از مطرد و منجوق و علم
خاک هر روزی بی عطر همی گیرد بوی
[...]
قطعۀ مدح مرا چون دل و چون دیدۀ خویش
از پی فخر بدارند بزرگان عجم
پس من آری بتن خویش فرستم بر تو
مدح گویم که مگر مزد فرستی بکرم
تو بدینار کسان آب مرا تیره کنی
[...]
چون بزاد آن بچگان را، سر او گشت به خم
وندر آویخت به روده، بچگان را، به شکم
بچگان زاد مدور تنه، بیقد و قدم
صد و سی بچهٔ اندر زده دو دست به هم
تا جهان از گل خرم شده چون باغ ارم
آهو ایمن شده بر سبزه چو مرغان حرم
از بر سوسن بین برگ گل زرد و سپید
چو پراکنده بمینا در دینار و درم
لاله و سبزه بهم در شده از باد بهار
[...]
موسم عید و لب دجله و بغداد خُرَم
بوی ریحان و فروغ قدح و لاله به هم
همه جمع اند و به یک جای مهیا شدهاند
از پی عشرت شاه عرب و شاه عجم
رکن اسلام ملک شاه جهانگیر شهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.