به آب و رنگ حسن او چمن نیست
به خوش حرفی لعل او سخن نیست
به جایی می رسد هر کس ز خود رفت
که امید ترقی در وطن نیست
اگر لعل است اگر یاقوت اگر می
به رنگ آن لب شکرشکن نیست
اگر بر آسمان رفته است خورشید
تکلف برطرف، چون ماه من نیست
اگر شمشاد اگر سرو ار صنوبر
به اندام تو ای گل پیرهن نیست
ز روی گرمت امشب چشم بد دور
تفاوت تا به شمع انجمن نیست
به روی آسمان حسن جویا
سهیلیی همچو آن سیب ذقن نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند با حسن و زیبایی او مقایسه شود. او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر چیزهایی چون لعل و یاقوت هم وجود داشته باشند، باز هم نمیتوانند به زیبایی لبهای معشوق برسند. همچنین در شعر، به این موضوع پرداخته میشود که هر کسی اگر از خود بگذرد و تلاش کند، به جایگاهی خواهد رسید که در آن امیدی به پیشرفت در وطنش نیست. شاعر نهایتا زیباییهای ظاهری دیگران را نیز زیر سؤال میبرد و برتری زیبایی معشوق را تأکید میکند.
هوش مصنوعی: زیبایی او به رنگ و لعاب طبیعت نیست و صحبت کردن او هم به شیرینی و جذابیت سنگ قیمتی نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خود و محدودهی آشناییش فراتر برود، به جایی خواهد رسید؛ زیرا امیدی به پیشرفت و ترقی در وطن خود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر لبان او به رنگ لعل یا یاقوت یا شراب باشد، باز هم شیرینی و لطافت آنها مانند شکر نیست.
هوش مصنوعی: خورشید اگر در آسمان درخشان است، مشکلی نیست؛ چون ماه من به هیچ وجه مثل آن نیست.
هوش مصنوعی: اگرچه شمشاد و سرو و صنوبر به زیبایی وجود دارند، اما در برابر زیبایی و جذابیت تو، هیچکدام ارزش ندارند.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر زیبایی تو، از حسادت و چشم زخم دور باشیم، چون تا زمانی که تو در جمع هستی، شکاف و تفاوتی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در آسمان، زیباییهایی وجود دارد که مانند آن سیب خوشفرم و زیبا نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سخن کهز قول آن پیر کهن نیست
برِ پیران وبال است، آن سخن نیست
اساس هر دوعالم جز سخن نیست
که از کن هست گشت از لاتکن نیست
گلی چون سرو ما در هر چمن نیست
و گر باشد چنین نازک بدن نیست
به باریکی لبهاش ار سخن هست
در آن سوی میان باری سخن نیست
از آن حلوای لبها صوفیان را
[...]
دل مجروح را پروای تن نیست
شهید عشق محتاج کفن نیست
به غیر عشق کاری نیست، ور هست
به غیر عشقبازی کار من نیست
چو رویت ماه گردون نباشد
[...]
حدیث او حدیث ما و من نیست
سخن کاینجا رسد دیگر سخن نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.