تو را ز دوست بگویم حکایت بی پوست
همه ازوست و گر نیک بنگری همه اوست
جمالش از همه ذرات کون مکشوف است
حجاب تو همه پندارهای تو بر توست
ازوست جمله بد و نیک لیک هرچه بد است
ازان بد است که از ماست چون ازوست نکوست
به سیل خیز حوادث کجا شود غرقه
کسی که لجه بحرش فروتر از زانوست
چه شد که قبله معین بود به فتوی شرع
چو دوست با تو ز کل جهات روی به روست
ز دست تفرقه شد چاک خرقه سان دل من
ولی ز رشته وحدت هنوز امید رفوست
حدیث وصل اگر رفت غم مخور جامی
هرآن جریمه که از عشق سرزند معفوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارتباط با دوست (خدا) است. شاعر بیان میکند که همه چیز از اوست و اگر به درستی بنگریم، وجود او در همه جا مشهود است. زیبایی او در تمام ذرات عالم نمایان است و تنها حجاب موجود بر ما، تصورات و برداشتهای خودمان است. بدیها از ما ناشی میشود و اگرچه مشکلات و دشواریها در زندگی وجود دارند، اما کسی که به عمق عشق و ارتباط با دوست پی برده، هرگز غرق نمیشود. حتی اگر دل انسان در اثر تفرقه پاره شود، هنوز امید به وحدت و برقرار کردن ارتباط با دوست وجود دارد. در نهایت، نگران غمهای ناشی از جدایی نباشید، زیرا عشق همیشه برنده است و هر گناهی در این مسیر بخشوده میشود.
هوش مصنوعی: در مورد تو سخن میگویم که از دوست الهام گرفتهای. تمام آنچه میگویم از اوست و اگر بهتر نگاه کنی، تمامی حقیقت در او نهفته است.
هوش مصنوعی: زیبایی او در تمامی موجودات و کیهان آشکار است؛ اما پردهای که بر روی این زیبایی میکشی، تنها توهّمات و تصورات خودت هستند.
هوش مصنوعی: همه چیزها، چه خوب و چه بد، در اصل از او ناشی میشود. اما هر چه بدی در کارهای ما وجود دارد، به خاطر خود ماست. اگر چیزها از او به وجود بیایند، خوب خواهند بود.
هوش مصنوعی: کسی که در برابر حوادث عظیم قرار میگیرد، اگر عمق مشکلاتش کمتر از کمبودهایش باشد، هرگز غرق نخواهد شد.
هوش مصنوعی: چرا این قبلهی مشخص بر اساس فتوی شرع تعیین شده، در حالی که وقتی دوستت به تو رو به رو میشود، تمام جهات دیگر بیمعنا میشوند؟
هوش مصنوعی: دل من به دلیل تفرقه و جدایی جراحتی پیدا کرده است، اما همچنان از پیوند و اتحاد امید به بهبودی دارم.
هوش مصنوعی: اگر صحبت از وصال خراب شود، جای نگرانی نیست. هر درد و سختی که از عشق به وجود آمده، بخشیده شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بتا هلاک شود دوست در محبت دوست
که زندگانی او در هلاک بودن اوست
مرا جفا و وفای تو پیش یکسان است
که هر چه دوست پسندد به جای دوست نکوست
مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زادهست
[...]
صباح بر سرم آمد خیالِ طلعتِ دوست
چنان نمود مثالم که خود معاینه اوست
خیال بین که مرا بر خیال میدارد
من آن نیام که بدانستمی خیال از دوست
چنان ز خویش برفتم که در تصرّفِ من
[...]
یکیست فاضل و دانا اصیل و پاک نسب
ولیک هیچ کسش در جهان ندارد دوست
یکیست ناکس و بد اصل و بد رگ و مردود
بهر کجا که رود صدهزارش نیکو گوست
سئوال کردم ازین سر ز پیر دانائی
[...]
درون، ز غیر بپرداز و ساز، خلوت دوست
که اوست، مغز حقیقت، برون از همه پوست
دویی میان تو و دوست هم ز توست، ار نی
به اتفاق دو عالم یکی است، با آن دوست
تو را نظر همگی بر خود است و آن هیچ است
[...]
فراغتیست مرا از جهان و هرچه در اوست
چه باک دارم از اندیشههای دشمن و دوست
مرا اگر چو سخن خلق در دهان گیرند
غریب نیست صدف دایماً پر از لولوست
کسی که از بد و نیک زمانه دست بشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.