زآهم آتش به خانه افتاده ست
وز دل این یک زبانه افتاده ست
اشکم ازخانه بس که بیرون ریخت
رخنه در آستانه افتاده ست
ازدو چشمت که شوخ و فتنه گرند
فتنه ها در زمانه افتاده ست
قصد تو آزمودن تیغ است
قتل عاشق بهانه افتاده ست
زان میان در کمر نشانی نیست
سخنی درمیانه افتاده ست
نیست آن شاخ گل که بلبل را
شعله درآشیانه افتاده ست
جامی از باده صبوح بماند
بس که مست شبانه افتاده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردناکی اشاره دارد. شاعر از آتش عشق و درد فراق سخن میگوید که به دل خانهاش افتاده است. اشکها و غمها به حدی زیاد شده که دیگر نمیتواند خود را کنترل کند. شاعر به مشکلات و فتنههایی که از چشمان معشوق میجوشد، اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق و وفاداری در شرایط سخت آزمایش میشود. در نهایت، به این نتیجه میرسد که زیبایی و خوشیهای زندگی به دلیل اندوه و غم عشق تحت الشعاع قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: از چشمم آتش به خانه افتاده و از دل من آتشی کوچک شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: اشکم چنان از چشمم جاری شده است که به نظر میرسد بر دروازهای که به آن وابستهام، نشانهای از آسیب و آسیبپذیری وجود دارد.
هوش مصنوعی: چشمان تو که playful و فریبنده هستند، سبب ایجاد مشکلات و آشوبها در دنیا شدهاند.
هوش مصنوعی: تو هدفی جز آزمایش شمشیر نداری و این، بهانهای شده برای کشتن عاشق.
هوش مصنوعی: در میان این موضوع هیچ نشانهای نیست و در واقع، چیزی برای گفتن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: شاخ گل که بلبل روی آن نشسته، دیگر نیست و بلبل در آشیانه خود به خاطر این سوخت و سوز و حسرت خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: به خاطر مستی شبانه، جامی پر از شراب صبحگاهی باقی مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.