گنجور

شمارهٔ ۴۰۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من

چهره به خونین رقم حجت اقرار من

عشق تو زآغاز کار برد قرار دلم

تا به چه گیرد قرار عاقبت کار من

خانه من پست شد رخنه به جان درفتاد

ریخت درون سیل عشق از درو دیوار من

هر غم دشوار را روی درآسانی است

هیچ گه آسان نشد این غم دشوار من

داغ تو دارم به دل نقش بر او نام تو

این رقم دولت است سکه دینار من

چند سگانت کشند درد سر پاسبان

پاس شبت را بس است دیده بیدار من

بس که دهم جامیا درد و غم از دل برون

مجلس ماتم بود دفتر اشعار من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن