گنجور

شمارهٔ ۳۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

سرود مجلس درد است آه و ناله ما

حباب خون جگر لاله گون پیاله ما

به بزم وصل چو شمعیم با تو چرب زبان

به روغن است فتاده ز تو نواله ما

به باغ چند تماشای سرو و لاله کنیم

قد تو سرو بس و عارض تو لاله ما

فسرده بر رخ ما اشکهاست از دم سرد

مباد آفت برگ گل تو ژاله ما

به گرد کعبه چه گردیم چون نشد ز ازل

بجز حوالی دیر مغان حواله ما

کهن قباله رندیست دلق ما که زدند

ز داغ جرعه بتان مهر بر قباله ما

به پیش نظم تو جامی ز نثر خود خجلیم

ز نوک کلک تو یک حرف و صد رساله ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی