ای پریرخ مرو از خانه ما
رحم کن بر دل دیوانه ما
در غم عشق تو افسانه شدیم
بنشین گوش کن افسانه ما
ازمی عشق چو پیمانه پریم
لب بنه بر لب پیمانه ما
گنج حسنی چه طلسم انگیزیم
که شوی ساکن ویرانه ما
مست عشقیم و دهد ذوق دگر
بر رخت نعره مستانه ما
نور جستیم ز شمع رخ تو
آتش انداخت به کاشانه ما
دید جامی سوی خالت گفتی
کی به هر مرغ رسد دانه ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوقهاش میگوید که از خانهاش نرود و بر دل دیوانهاش رحم کند. او در غم عشق او، خود را به افسانه تبدیل کرده و از معشوق میخواهد که به داستان عاشقانهاش گوش دهد. شاعر از عشقش میگوید که چنان مستش کرده که همه چیز را فراموش کرده است و به زیبایی معشوق اشاره میکند که زندگیاش را روشن کرده اما همچنین درد و آتش عشق را نیز به همراه دارد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که مانند جامی که به جستجوی خوشبختی است، آرزو دارد که به عشقش برسد.
هوش مصنوعی: ای زیبا روی، از خانه ما نرو، بر دل دیوانه ما ترحم کن.
هوش مصنوعی: در درد و رنج عشق تو به داستانی تبدیل شدیم، حالا بنشین و بشنو داستان ما را.
هوش مصنوعی: در عشق همچون پیمانهای پر از شوق و احساس هستیم، بنابراین زبانت را بر لب پیمانه ما بگذار و با ما در این لحظه شیرین شریک شو.
هوش مصنوعی: خوبی و زیبایی چه جادوگری است که باعث میشود ویرانه ما به آرامش برسد.
هوش مصنوعی: ما در حالتی از عشق هستیم و حالوهوای دیگری بر چهرهامان نشسته است که باعث میشود با شادی و شور خاصی فریاد بکشیم.
هوش مصنوعی: ما برای پیدا کردن روشنایی به شمع چهره تو نگاه کردیم، اما نور آن به قدری بود که آتش به خانه ما زد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به بیان این موضوع میپردازد که چگونه افراد و اشیاء مختلف به تناسب موقعیت و ویژگیهای خود، دسترسی به فرصتها و منابع متفاوتی دارند. یعنی هر کسی بسته به شرایط و ویژگیهایش، میتواند به چیزهایی که برایش مفید است دست یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.